X
تبلیغات
40 تیکه - نوشته های طنز

40 تیکه

سرگرمی- جک - اس ام اس- کسب درآمد - پول - دختر - موسیقی - آهنگ - اخبار - عکس - کاریکاتور - فیلم

چگونگی ساخت انواع نماهنگ(کلیپ) در شبکه های مختلف

روش ساخت نماهنگ و کليپ به رسانه اي که قرار است کليپ را پخش کند و چند عامل ديگر بستگي دارد که بر اين اساس انواع مختلف آن را بررسي مي کنيم:

  

صدا و سيماي ايران

 مواد لازم: تصاوير آرشيوي از طبيعت بي جان و دشت و صحرا و دريا، سي دي ترانه مجاز

 ابتدا يک ترانه مجاز را انتخاب کنيد. با توجه به اينکه خوشبختانه در ايران کپي رايت وجود ندارد در اين زمينه دستتان باز است و مي توانيد هر ترانه اي را که خوشتان آمد براي ساخت کليپ انتخاب نماييد. براي قسمتهايي از ترانه که کلمات دلدار، دلبر، دلاور و مشتقات آن يا کلماتي نظير عشق و صفا و امثال آن استفاده کنيد. قسمتهاي خالي را با تصاويري از طبيعت بي جان مانند دريا و کوه و آبشار پر کنيد. خوشبختانه مقررات صدا و سيما پخش تصاوير درخت، درختچه، بوته و انواع سبزه و چمن را هم مجاز دانسته و مي توانيد با خيال راحت از اين قبيل تصاوير براي پر کردن فضاي خالي کليپ استفاده نماييد. توجه داشته باشيد که تصاوير جانداران بايستي با احتياط زياد مورد استفاده قرار گيرد. بخصوص از به کار بردن تصاوير پرنده‌هايي نظير مرغ عشق که حرکات مبتذلي مانند مالاندن خود به جفتشان را مرتکب      مي شوند خودداري نماييد.

 

 شبکه هاي لوس آنجلسي

 مواد لازم: بشکه، دوربين، رقاصه به تعداد کافي، تاپ و شلوارک، لوازم آرايش

 ابتدا به گروه رقاصه‌ها تاپ و شلوارک بپوشانيد و آنها را آرايش کنيد. برق لب و ناخن را فراموش نکنيد و در صورت لزوم جاهاي ديگر را هم برق بياندازيد. دوربين را روي يک بشکه رو به روي گروه قرار داده روشن کنيد و به گروه بگوييد رو به دوربين قر بدهند. زوم کردن تصوير در موفقيت کليپ نقش به سزايي داشته و نبايد فراموش شود. پس از اين کار کليپ تقريباً آماده پخش است اما بد نيست يک ترانه هم داشته باشد.

 

ساخت کليپ در دوبي

 مواد لازم: دوربين، خواننده، ويزا، وثيقه در حدود سيصد ميليون تومان و فقدان میهن پرستی!

 اين روش يکي از بهترين راه هاي کسب درآمد در ايام تعطيلات است. پس از گرفتن ويزا با يکي دو نفر از دوستانتان که صداي خوبي دارند به دوبي برويد و در يک خيابان ايستاده و آوازتان را بخوانيد. فراموش نکنيد براي اينکه دوبي بودن دوبي مشخص شود بايد تابلوي خوار و بار فروشي المغلوط يا المقروض در پس زمينه ديده شود.چنانچه پس از اتمام کار قصد بازگشت به کشور را داريد قبل از هر چيز يک وثيقه معتبر فراهم کنيد تا پس از دستگيري بتوانند شما را از زندان آزاد کنند.

 

 شبکه هاي ماهواره اي غير لوس آنجلسي

 مواد لازم: همان مواد لازم براي کليپ هاي لوس آنجلسي به علاوه روسري يا کلاه

 روش ساخت اين نوع کليپ ها مشابه انواع لس آنجلسي است اما بايستي يک عدد روسري يا کلاه به رقاصه ها اضافه شود. زومهاي کوتاه و گذرا مانعي ندارد اما زياده روي نکنيد. صداهای وحشتناک و آرایشهای ترسناک تآثیر وافری دارد. روشي محتاطانه تر استفاده از دختربچه ها به جاي رقاصه است. به ياد داشته باشيد استفاده ابزاري از زنان بسيار ناپسند است بنابر اين بهتر است از کودکان استفاده ابزاري نماييد.

 

کليپ هاي زيرزميني

 مواد لازم: زيرزمين، دختر/ ماشين ، پول

 ساخت کليپ زيرزميني در ايران ريسک زيادي دارد و توصيه نمي شود اما مزيت اين روش در اين است که چنانچه ساخت کليپ با شکست مواجه شود مي توانيد از مواد لازم آن براي کار ديگري استفاده کنيد.

براي ساخت اين نوع کليپ به يک دوست دختر يا ماشين نياز داريد. چنانچه دوست دختر نداريد بايد ماشين داشته باشيد تا در خيابان بگرديد و يک نفر را براي چند ساعت پر کردن کليپ اجاره کنيد. داشتن دوست دختر به اين دليل ارجحيت دارد که نوعي سرمايه گذاري دراز مدت محسوب مي گردد وچنانچه در آينده يک شبکه ماهواره اي راه اندازي کنيد مي توانيد از وي براي ساخت کليپ، اجراي برنامه، فروش دمپايي لاغري، کرم ترک اعتياد، و ارائه مشاوره تلفني به بينندگان هم استفاده کنيد.

اگر دوست دختر نداريد و ماشين هم نداريد يکي از دوستان پسر خود را که کمي خل وضع باشد راضي کنيد روسري سر کرده و قر و غمزه بيايد.

 

پیوست :

 روش ساخت کليپ ترکيه‌اي

 مشابه ساخت کليپ لوس آنجلسي است اما لباس رقاصه ها را در هر پلان فرت و فرت عوض کنيد از رنگ قرمز زياد استفاده کنيد و هر نوع افکت تصويري که دم دست داشتيد به کليپ اضافه کنيد.

 

 روش ساخت کليپ هندي

 در لابه لاي صحنه‌هاي رقص، تصوير زن و مردي را نشان دهيد که دور يک درخت مي‌چرخند و مرد دست زن را گرفته و هي مانند يويو مي کشد و ول مي کند. فراموش نکنيد در صحنه هاي رقص مرد بايد چند بار مانند گاوچراني که گاوي را با حلقه طناب مي‌گيرد يک روسري را دور گردن زن بياندازد و به طرف خود بکشد.

 

روش ساخت کليپ عربي

 مشابه ساخت کليپ ترکيه‌اي است اما به اين نکته توجه داشته باشيد که در کليپ عربي هرگز از رقص عربي استفاده نکنيد چون ممکن است رقاصه‌هاي شما شبيه عربها به نظر برسند. به جاي اين کار به رقاصه‌ها بگوييد شبيه فرنگي‌ها جفتک بياندازند و موهايشان را رنگ کنند. استفاده از لنز آبي و سبز يکي از لوازمي است که نبايد فراموش شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 14:30  توسط ابراهیم  | 

6 دروغ بزرگ مردان !

روزنامه «دیلی اکسپرس» گزارش داده است که: «مردان 2 برابر زنان به همسر، همکاران و رؤسای خود دروغ می‌گویند. مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند».
درست است، بنده هم همین نظر را دارم که مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند، لذا دروغ‌های چند نفر را بررسی می‌کنیم.

نفر اول:
دروغ اول: سلام عزیزم. صبحت به خیر، چقدر خوشگل شدی امروز!
دروغ دوم: چه خوب. مامانت اینا امشب میان خونه‌مون؟ چه عالی، خیلی خوشحالم کردی.
دروغ سوم: حتماً برات می‌خرم.
دروغ چهارم: الو، عزیزم من الان توی جلسه‌ام.
دروغ پنجم: خورده به در ماشین قرمز شده!
دروغ ششم: اگه بدونی امروز چقدر دلم برات تنگ شده بود؟!

نفر دوم:
دروغ اول: به خدا قیمت خریدش همینه.
دروغ دوم: نه حاج آقا روزه‌م، نوش‌جان.
دروغ سوم: بحمدالله، اوضاع بهتره.
دروغ چهارم: نه خیر حاج‌آقا، مادر بچه‌ها هستند. تماس گرفتند گفتند التماس دعایشان را به سمع حضرتعالی برسانم.
دروغ پنجم: محتاجیم به دعا.
دروغ ششم: بذار، بچه به دنیا بیاد، براش شناسنامه می‌گیرم. صیغه‌ای و عقدی نداره، بچه‌م، بچه‌مه.

نفر سوم:
دروغ اول: حتما قهرمان می شه تیممون.
دروغ دوم: برنده داربی تیم ماست. باور نداری از 118 بپرس.
دروغ سوم: تبانی حرف مفته. کی گفته این بازی مساوی باید بشه؟
دروغ چهارم: به عنوان تیم اول می ریم جام جهانی.

دروغ پنجم: من به کسی تو انتخاب بازیکن خط نمی دم.
دروغ ششم: دیدید رفتیم جام جهانی!

نفر چهارم:
دروغ اول: دوستت دارم.
دروغ دوم: دوستت دارم.
دروغ سوم: دوستت دارم.
دروغ چهارم: دوستت دارم.
دروغ پنجم: دوستت دارم.
دروغ ششم: خیلی خیلی دوستت دارم.

نفر پنجم:
دروغ اول: ستاره جون اگه بدونی چقدر دلم برات تنگ شده.
دروغ دوم: وای که چه کادوی قشنگی بهم دادی باران جون.
دروغ سوم: من از زنهای با غیرت عین تو خوشم میاد پریسا جان.
دروغ چهارم: تو تنها زن زندگی منی الهامِ عزیزم.

دروغ پنجم: وای که من چقدر تنهام !
دروغ ششم: هیچ زنی منو درک نمی کنه اما من همه رو درک می کنم!

نفر ششم:
دروغ اول: لطفاً مساعدت شود. امضا: مدیر
دروغ دوم: اقدام مقتضی مبذول گردد. امضا: مدیر
دروغ سوم: در تسریع این امر بکوشید. امضا: مدیر
دروغ چهارم: کاملاً موافقم. امضا: مدیر
دروغ پنجم: انجام شود. امضا: مدیر
دروغ ششم: همکاری گردد. امضا: مدیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 13:16  توسط ابراهیم  | 

یاد کارتونهای دوران کودکیمون به خیر

من وقتی می بینم این روزها همش کارتونهای جنگی و اجق وجق می دن به حال بچه های امروز تاسف   می خورم. چه کارتونهای دلنشین و جذابی دوران ما می دادند. به همین منظور من به سراغ بازیگران و هنرمندان این کارتونها رفتم تا ببینم الان چطوری زندگی می کنند و در چه حالی هستند :

 

 آن شرلی آرایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده. حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی.

 آن شرلی

 

             ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله

 ای کیو سان

 

شلمان هنوزم خوابه!

 شلمان

 

 بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.

بالتازار 

 

 تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درست میکنه!

 تام سایر 

 

 تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!

تام و جری 

 

میگن خاله ریزه حاج خانوم شده، تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!

خاله ریزه  

 

جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم، شایدم اجاره دادنش به کاسپین ایر!!)

 جیمبو

  

چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!

چوبین

 

حنا خانوم دکتر شده،مادرشم از آلمان برگشته کنارش!

حنا

 خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون، اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)

 خپل 

 

خانواده دکتر ارنست همسایه مونن. هر سه تا بچه اش رفتن، زن دکتر خیلی مریضه!

دکتر ارنست 

 

 رابین هود رو تو اسلامشهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!

رابین هود 

 

 سوباسا و کاکرو قهرمان جهان شدن. خوب که چی؟!

سوباسا و کاکرو

 

کایوت بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و... اونم مرد!

کایوت 

 

هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست! الان هم وبلاگ نویس شده!

گالیور 

 

 لوک خوش شانس ساقی محله مونه!

لوک خوش 

  

مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده - میگن کارش خیلی گرفته!

مارکو پولو 

 

 گربه سگ عمل کردن و جدا شدن! الان هم مثل سگ و گربه به هم می پرند.

گربه سگ 

 

ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!

ملوان زبل 

 

معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده، داره میشه رئیس پلیس!

معاون کلانتر 

 

 پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندس کشاورزی اند!

پت و مت 

  

هایدی یه پزشک ماهری شده و چشمای مادر بزرگ رو عمل کرد. اون و حنا هم دانشکده ای بودن.

هایدی 

 

نل افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!

نل  

 

 پسر شجاع از وقتی زن گرفته هر روز از زنش کتک می خوره.

پسر شجاع 

 

 راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره... واسش دعا کنید!

بابا لنگ دراز

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 11:11  توسط ابراهیم  | 

به مناسبت آغاز به کار سری جدید برنامه 90

با توجه به اینکه مدتها بر سر پخش یا عدم پخش برنامه نود دعوا و چاقو کشی و گیس و گیس کشی بود و با توجه به اینکه نصف ملت ایران منتظر شروع سری جدید برنامه نود هستند و با توجه به اینکه اصولاً عادل فردوسی پور مثل بعضی ها بی جنبه نیست که از طنز نویسی ما در مورد برنامه اش ناراحت بشه و با توجه به اینکه اصولاً یادی از عادل فردوسی پور و برنامه اش کرده باشیم و با توجه به خیلی چیزهای دیگه تصمیم گرفتیم امروز این برنامه رو به خاک و خون بکشیم!(هرچند که خودمون طرفدار پر و پا قرصش هستیم!)

فردوسی پور: با سلام به شما بینندگان عزیز و ارجمند برنامه نود.در خدمت شما هستیم با یک برنامه دیگه از سری برنامه های نود.امشب هم میهمانان عزیز و ارجمندی در برنامه خواهیم داشت .آقای هوشنگ صغیر زاده کارشناس داوری برنامه هستند که ما رو در امر داوری مسابقات یاری میکنند.

 

مسابقه SMS برنامه.

به نظر شما عباس انصاری فرد (مدیر عامل باشگاه پیروزی) جهت نابودی این باشگاه چه اقدامات دیگری می تواند انجام دهد؟شما باید گزینه مورد نظرتون رو از طریق پیام کوتاه به شماره 200090 ارسال نمایید تا در قرعه کشی برنامه شرکت کنید

گزینه 1:بقیه ستارگان پرسپولیس را بازیکنان درجه دو و سه جایگزین کند.

گزینه2:نیازی نیست کاری بکنه.همین که دو ماه دیگه مدیر عامل باشه خودبه خود باشگاه رو نابود میکنه

گزینه3:مربی ، کمک مربی ، بدن ساز ، کاپیتان و تماشاگران را اخراج نماید.

گزینه4: بچه ها نمیذارن بگم!

 

فردوسی پور: بله موضوع امشب مسابقه پیام کوتاه ما رو هم دیدید.امشب سه برنده داریم که به هر کدام یک دستگاه خیار پز ال گیج هدیه میدیم. تا الان هم دو نفر در مسابقه پیام کوتاه ما  شرکت کرده اند.

سراشپز غذاهای ایرانی و خارجی


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 10:46  توسط ابراهیم  | 

معانی واقعی بعضی حرفهای روزمره ما

ما آدمها بنا به دلایلی گاهی اوقات محتوای حرفی که می زنیم ، با نیات درونی مان کمی اختلاف جزئی دارد! برخی از این اختلافات معانی را با هم مرور می کنیم. 

اجتماعی:

تشریف داشته باشید: پاشو برو دیگه!

اجازه بدین من حساب کنم: یاا... حساب کن دیگه .

دوستت دارم: اگه ok بدی "مکان" ردیفه .

 

نظرات وبلاگ

آفرین!خیلی خوب بود: بد نبود اما من بهتر می نویسم، به من سر بزن .

چقدر قشنگ می نویسی: بد نبود اما من قشنگتر می نویسم، به من سر بزن .

اگر موافقید با هم تبادل لینک کنیم: اگر موافقید با هم تبادل شماره تلفن کنیم، به من سر بزن .

به من سر بزن: تو خجالت نمی کشی به من سر نمی زنی؟

 

خواستگاری:

می خوام ادامه تحصیل بدم: حالم ازت به هم می خوره .

گذشته شما برام مهم نیست، مهم آینده است: تو رو خدا یه وقت راجع به گذشته من تحقیق نکن .

من در رابطه با حجاب سخت گیر نیستم: البته حواست باشه فقط در رابطه با حجاب سایر زنها سختگیر نیستم!

فکر کنم خونواده های ما از نظر فرهنگی به هم نخورن: فکر کنم شما بی فرهنگها از پشت کوه اومدین.

کشاورز پر کار مشغول بیل زدن زمین و عرق ریختن زیر آفتاب 

مکالمه تلفنی:

یه وقت دیرت نشه (یا پشت خطی دارم): چقدر حرف می زنی؟ کله ام رو خوردی .

خب من باید کم کم برم: لعنتی برو دیگه، بخاطر پول تلفن ورشکست شدم.

الو منزل آقای فلانی؟: می تونی صحبت کنی؟

ببخشید کجا رو می خواستید؟ : الان نه!

 

 

رستوران

ببخشین، لیست همه غذاهاتون همینه؟: ببخشین غذای ارزونتر ندارین؟

گوشتش تازه اس دیگه، نه؟: گوشتش، گوشت خر که نیست، نه؟

کم و کسری ندارین قربان؟: این انعام ما چی شد؟

علا دین و چراغ جادو سند باد و غول چراغ برآورده کردن آرزوها و فال روزانه 

 

هنری:

من همیشه عاشق کارهای شمام: میای با هم یه زوج هنری تشکیل بدیم؟

اگر بازیگر مشهوری شدم بخاطر رنگ چشمهایم نبود: درسته که خوشگلم ولی خب پارتی هم داشتم.

استاد، آخرین اثر شما خیلی جالب بود، منو یاد کتاب ... انداخت: استاد،‌ سرقت ادبی در روز روشن؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:7  توسط ابراهیم  | 

چگونه میان هم دانشکده ایها با کلاس جلوه کنیم؟

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

- اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

- اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

- اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

- اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

- اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

- اگر بر اثر زد و خورد در صف شیر یارانه ای زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

- اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی آورده است"

- اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

- اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

- اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!  رقص در کنار آتش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 9:57  توسط ابراهیم  | 

گزارشی از سخنان دو کبوتر عاشق در تاکسی

راننده:تجریش يک نفر،تجریش حرکت

نويسنده:آقای راننده خسته نباشيد.من احتمالا يک نفر هستم.کدوم ماشينو سوار بشم؟

راننده:همونی که اون آقا و خانوم جوون سوارش شدن.

ما نيز که بسيار پسر حرف گوش کنی می باشيم سريع در صندلی عقب ماشين در کنار يک زوج بسيار خوشبخت نشستيم(در متون قديمی به جای عبارت زوج بسيار خوشبخت از واژه غير اخلاقی و مذموم يک دوست پسر و يک دوست دختر خوشبخت استفاده شده که در هنگام بازنويسی جهت حفظ ارزشها و در راستای وفاق با صداوسيمای عزيز،آنها را زن و شوهر فرض نموديم!)آنچه ميخوانيد گفتگوی اين زوج خوشبخت در داخل تاکسی می باشد(البته با اندکی دستکاری و اضافه کردن طنز):

پسر:عزيزم تو رو به اندازه تمام رژلبهايی که تا حالا برات گرفتم دوست دارم.

دختر:منم به اندازه تمام موهای کلاه گيست ميخوامت.

پسر:به قدری دوست دارم که حتی شبها خواب تو رو می بينم.

دختر:من به اندازه ای عاشقتم که شبا از فکر تو خوابم نميبره .

پسر:تو برام خيلی عزيزی.

دختر:تو هم عزيز دلمی .

پسر:تا تو نگاه ميکنی کار من آه کردن است!

دختر:از در درآمدی و من از خود به در شدم!

پسر:چه خوشگل چه خوشگل چه خوشگل شدی امشب.

دختر:چی صدا کنم تو رو تو که از گل بهتری!

پسر:شانه هايت را برای گريه کردن دوست دارم.

دختر:تو رو چه جوری بکشم با اون موهای عسلی؟موهاتو من چيکار کنم؟نيست مدادی مخملی!

پسر:مادر تويی جون پناه من!مادر تويی تکيه گاه من!!!

دختر:خفه شو کثافت!ديگه حرف نزن.

پسر:به خدا اشتباه شد نمی خواستم اينطوری بشه!

دختر:فهميدم وقتی کنار من هستی باز داری به مامان جونت فکر ميکنی!مگه من برگ چغندرم؟

پسر:اين شعر همينجور يهويی پريد.منظور بدی نداشتم.

دختر:بله!معلومه!تو مادرتو دوست داری.پس من چی؟

پسر:باور کن تو رو هم دوست دارم.

دختر:نه آقا برو با همون مامان جونت خوش باش!!!

پسر:نرو عشق من نرو!!!

دختر:آقای راننده من پياده ميشم.اين آقا لياقت عشق منو نداشت.کرايه رو هم خودشون حساب ميکنن تا ادب بشن!

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:5  توسط ابراهیم  | 

به انجمن علافهای سر چهارراه خوش آمدید

دوستان عزیزی که می خوان وارد انجمن علافهای سر چهار راه بشند باید این اصول رو رعایت کنند:

 

- سعی كنید روزها استراحت كنید تا بتوانید شبها راحت بتوانید بخوابید.

- در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشسته و استراحت كنید.

- به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم.

- ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد

- برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید.

- اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد.

- جایی كه میتوانید بنشینید چرا میایستید؟

- كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا

خفن و داغ

 

همچنین باید از این اصطلاحات تو صحبتهاشون استفاده کنند:

سگ برگر : احتمالا غذایی است که خورده شده و باعث شده دهان طرف بوی یک کامیون پیاز بدهد و همراه با بو های دیگر !!

شاسی: اشاره به قد دارد

بشقل : تغییر داده شده بقل (قل دادن) به معنی بده بیاد

ملی شد: همه فهمیدن

بی سیمچی رو زدن: وقتی با موبایل یوهویی قطع میشه گفته میشه

میرزا مقوا: کنایه از آدم لاغر و لق لقو

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:13  توسط ابراهیم  | 

چگونه لینک باکس پر بازدیدی داشته باشیم؟

من به چندتا لینک باکس سر زدم و یک کلکسیون از لینک هاشون رو براتون آماده کردم.دوستان عزیزی که لینک باکس دارند برای افزایش آمارشون و گول زدن بازدید کنندگان بیچاره می تونند چندتا از آگهی های زیر رو توش قرار بدند:

 - كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)

 - عكسي از قبض آب يك استخر زنانه به همراه درج ميزان مصرف و مهلت پرداخت (+18)

 - چگونه عكس و آي دي خود را از روي شيشه بطري شير پاك كنيم؟ (كليپ فلش)

 - نرم افزار ويژه آموزش حك به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (داغ داغ)

 - انواع ترفندهاي كامپيوتري و آنتي ويروس براي مقابله با ويروس اچ آي وي

 - آموزش اُپرا (سبك پاواراتي) با صداي استاد جواد يساري (جديد)

 - راهنمايي و مشاوره ازدواج با گزينه مناسب و اگر نشد،‌ گزينه نامناسب!

 - هشدار وزارت ارتباطات در باره ممنوعيت استفاده از تمبر هندي در مرسولات پستي

 - خبري از دنياي نمايش: مهريه از امشب به اجرا گذاشته مي شود.

 - كتاب اصول تعهد و ازدواج موفق، اثر ساركوزي (نويسنده كتاب موفق همسر يك دقيقه­اي)- پي دي اف

 -  عکسهای اونجوری و اینجوری بالای 18 سال از هنرپیشگان زن ایرانی وهالیوودی ( توجه : عکسها نامریی هستند)

 - چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟ ( فتوشاپ+ قرص توهم زا)

 - متن كامل دعاي شب قبل از امتحان (مذهبي، ويژه لو نرفتن تقلب)

 - دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس، بلوتوث شيطاني وشماره تلفن دلبركان جهت هرگونه اخاذي

 - جديد ترين فايل صوتي از صداي بادگلوي ديويد بكهام. "ام پي تري- كيفيت بالا" ( توجه: ساير صداهاي وي نيز موجود است)

  - مركز دوست يابي و همسريابي با استفاده از نرم افزارهاي دوست ياب، ردياب و موقعيت ياب ( GPS ) ، مجهز به سيستم تخمين درآمد و املاك پدر طرف

 - آموزش ضبط نوار قلب و نوار غزه، بر روي سي دي و دي وي دي

 - عكسي تكان دهنده از گاز گرفتن آقاي ايمني(گاز) توسط يك سگ هار (مشاهده صرفا براي استانهاي بدون گاز)

 - برگي از تاريخ: ماجراي تقدير فتحعليشاه از يك خيّر و نيكوكار حرمسراساز!

 - راهنماي تعمير و نگهداري ماشين لباس شويي به همرا آدرس مراكز مجاز قالي شويي و زناشويي

 - فروش كليه‌، همراه با گارانتي و خدمات پس از فروش (به همراه لینک های مفید به جگر فروشی های سطح شهر)

 - ورود مجردها ممنوع! ( تصویر تاریخی با قدمت شونصد هزار ساله مربوط به كشتي حضرت نوح)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 13:31  توسط ابراهیم  | 

مناظره انتخاباتی شعرا

مکان: صدا و سیما   ،    زمان: یکی از همین روزها    ،   موضوع: مناظره شعرا در مورد انتخابات

 

مجری که کمی هم خوابش می‌آید رو به دوربین می‌گوید: بینندگان عزیز با توجه به اینکه انتخابات یکی از مهمترین موضوعات روز کشور هست در این برنامه در خدمت جمعی از شاعران کشورمان هستیم. ضمن عرض پوزش از علی معلم دامغانی، حمید سبزواری و سایر اساتید مسلم شعر که موفق به استفاده از محضرشان نشدیم، توجه شما را به این برنامه می‌جلبانم.

 

 اولین سوال: نظرتون در مورد دولت فعلی چیه؟

- ادیب‌الممالک فراهانی اولین کسی است که جواب می‌دهد:

 اگر وقتی گذارت جانب کابینه شد برگو / خدا رحمت کند مرحوم حاج میرزا آقاسی را!

- فردوسی که از پاسخ ادیب جا خورده‌است با اشاره به توزیع سهام عدالت توسط رئیس‌جمهور عنوان می‌کند:

 شهنشاه محمود گیرنده شهر / ز شادی به هر کس رسانیده بهر.

 

- فرخی یزدی به تغییرات پی‌درپی کابینه اشاره می‌کند:

 از جانب کابینه امروزی ما / از روز نخست بوی ترمیم آید!

 

- میرزاده عشقی که از طرفداران دولت مهرورزی است با عصبانیت می‌پرسد:

کابینه نیم‌بند خواندی / این دولت آبروی‌مندی؟

 

- فرخی در جواب عشقی به خودمحوری رئیس‌جمهور اشاره می‌کند:

 کابینه نمی‌شد متزلزل هرگز / گر لیدر خودپسند و خودخواه نبود.

 

- میرزاده عشقی که ظاهرا دل خوشی از دولت اصلاحات ندارد در جواب می‌گوید:

زان دولت عهد با عدو بند / کابینه نیم‌بند بهتر!

 

- فرخی یزدی جواب عشقی را با این بیت می‌دهد:

 خواستم مثبت شوم باشد اگر کابینه خوب / چون بدیدم، دیدم این کابینه آن کابینه نیست.


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 10:42  توسط ابراهیم  | 

راهنمای تو دل برو شدن برای بانوان

خانمها ، بانوان، سركاران عليّه:

وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شما گريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر مي زنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند مي زنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:

 

در باب اداي جملات:

 - در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه ( آخي ) استفاده كنيد.

- حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:

(فردا مي بينم............ ......... .ت)

 

 

عشوه فراموش نشه ها:

 - سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله

''من به فلان چيز علاقه دارم'' براي ''من'' يك پلك و براي ''به فلان چيز علاقه دارم'' 9عدد پلك بزنيد.

(لطفا امتحان كردن رو بذارين واسه بعد بذارين ادامه درسو بدم )

 

در باب خوردن غذا:

- در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم را با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بذاري دهنت حالا اين دفعه رو كم كم بخور)

 - غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

 

 در باب راه رفتن:

- سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.

- هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر چند عجله داشته باشيد.

 

در باب لبخند زدن:

- آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد........ تبسمي كفايت مي كند .

 - اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد.

 - اگر اصولاً دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

 

 در باب ورود به كلاس:

 - هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند. به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره .

 - موقع نشستن دورترين و سخت ترين صندلي را براي نشستن انتخاب کنید تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد .

 - بهتر است هنگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود .

 

بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي مي كند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:39  توسط ابراهیم  | 

چگونه یک همسر نمونه شویم ؟!

 

وقتی مطلب آموزش کلاسهای زن ذلیلی رو گذاشتم آقایون اعتراض کردند که چرا همش به آقایون .......

منم گفتم تو این پست با خانومها شوخی کنم که مساوی بشند!!!

تو این مطلب چند توصیه برای همسر نمونه شدن دارم که به ترتیب فهرستشون می کنم. اگه خانومها اینجوری باشند آمار ازدواج بالا می ره!!! البته در آخر هم چند روش برا خنثی سازی این توصیه ها گفتم که خانومها دلگیر نشن !!

 - اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!

- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است روح لطیفش جریحه دار شود.کرکر خنده

 -  اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!!

 - اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!


 - اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگذارش باشید. زیرا این نشان دهنده شناخت بالای ایشان از محیط اجتماع است. دختر خفن


 - اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!!

 

- اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گویید زن ذلیل!!! مرد بدن ساز

 

- اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند یک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!

 

- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:36  توسط ابراهیم  | 

شوخی با ماهواره امید

ماهواره امید - Irainian missle


بعد از اینکه خبر ساخت و پرتاب ماهواره امید به دست متخصصها و دانشمندان کشور عزیزمون مثل توپ تو دنیا صدا کرد، ایرانیهای خوش ذوق هم سعی می کنند با پیامکهای زیبا شیرینی این دستاورد بزرگ رو برا هموطناشون چند برابر کنند. من اینجا چند تا از این پیامک ها رو گلچین کردم که امید وارم خوشتون بیاد :

 - اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زمین گرد است.

 - دومین پیام از ماهواره اميد: خورشید بدور زمین میچرخد

 - سومین پیام گزارش شده از امید: به دلیل ندادن آنتن دریافت نگردید.

 - چهارمين خبر از ماهواره اميد من خسته شدم دارم بر ميگردم.

 - پنجمين پيام از ماهواره اميد دريافت شد: من بايد اينجا چيکار کنم؟

 - ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم!

 - هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است.

 - هشتمین پيام ماهواره اميد به زمين: بنزينم تموم شده کارت سوخت بفرستيد.

 - نهمین پيام ماهواره اميد: جون مادرتون اينقدر برام جوک نسازید و مسخرم نكنيد.

 - دهمين پيام ماهواره اميد : دارم سقوط ميکنم، زير پامو خالي کنين.

 - یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!

 - دوازدهمین پیام ماهواره امید: به علت شکست ایران از عربستان باهاتون قهرم.

 - سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از خورشید می آید کور شدیم ، عینک آفتابی بفرستید برام.

 - چهاردهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم.

 

آخرین اخبار در خصوص این ماهواره :

 

به علت قرار گرفتن امید درفضا ، به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند.

 ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.

 در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت.

 لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد.

 به دنبال خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد.

 ماهواره اميد از مدارخارج شده است وفقط به دور سياره زهره مي چرخد واين پيام هارا ارسال ميكند؛الهي دورت بگردم،جيگر چند سالته؟

عکسهای ماهواره امید و خورشید خانوم لو رفت !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:2  توسط ابراهیم  | 

دو پسر خالی بند در بهشت

پینوکیو - Pinocio


چند وقت پیش تو شرکت دو تا از کارمندامو دیدم که حسابی برا هم خالی می بستن ، اونم با چه اعتماد به نفسی. خیلی از خالی بندها اصلاً کم نمیارن. این قضیه منو به فکر نوشتن متن زیر انداخت تا بهتون نشون بدم که خالی بندها هیچ جا کم نمیارن.

شاید همچین چیزی غیر ممکنه اما یه جورایی با زورم که شده تصور کنید دو تا پسر خالیبند رفتن بهشت ،هر روز که همدیگرو می بینن شروع می کنن به خالی بستن :

 

- اولی: بابا اینجا چقدر اروپاست !! البته من زیاد خارج نبودم، یه 10_20 مرتبه بیشتر نرفتم، ولی تقریباً همین جوری بود .

 

- دومی : آره خوب ... به خصوص اینجایی که من هستم ، یه کافی شاپ داره که غروبا حوریای خوشگل میان اونجا .... dance and glass

من اصلاً تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)

 

-  ای بابا کار من دیگه از این جور چیزا گذشته ... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ دویست و نودو هفتمین دوست دختری که تو زمین داشتم ! pretty girl  کلی براش مایه گذاشته بودم ... نامرد یه خواستگار پولدارتر داشت ، به خاطر اون منو ول کرد ! دیروز دم در بهشت چند تا بسیجی بهش گیر داده بودن ... اول که بهش  می گفتن آرایش ات رو پاک کن بعد برو تو ... بعداً گفتن تو دل یکی رو شکوندی، اینطوری نمیشه بری ..

به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو برداری یا گناهاتو بدی به اون گفتم نه تو مرام ما نیست hat man.... خلاصه داداش، مفتی مفتی بخشیدیمش اومد بهشت . از دیروزم کلی منتم رو میکشه ... ولی دیگه نمی تونم ..می فهمی که چی می گم ... نافرم حالمو گرفت .... بد شانسی رو می بینی ؟؟!! صد بار به مادرم اینا گفته بودم بابا وقتی من مردم دو تا CD داریوش دارم اونا رو هم بذارین کنارم ... نذاشتن که !!!!! واسه اینجور مواقع گفته بودم دیگه !!

 

-  بی خیال بابا ، غروب بیا بریم بیرون ، به من یه ماشین دادن آخر سرعته ... حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!) driver

 -  بهت فقط یه ماشین دادن ؟؟!! بیا ببین به من یه خونه دادن ، راه که میره هیچ ! پروازم میکنه (!!)

 - یه کامپیوترم بهم دادن خداست ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین ، فاتحه ای ، صلواتی ، چیزی برام میفرستن ، connect می شیم، یه webcam هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ...computer


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 23:37  توسط ابراهیم  | 

راهنمای پدر و مادر آزاری مخصوص خردسالان


daddy and mommy - پدر و مادر آزاری

توصیه های زیر را جدی بگیرید:

1- علم ثابت کرده که غذا رو بمالی به صورتت خوشمزه تر می شه .

 ۲ـ خودتو خسته نکن که فرق آره و نه را یاد بگیری .

 ۳ـ همیشه دو تا شیرینی بردار با هر دستت یکی .

 ۴ـ سینه خیز برو تو جاهای تنگ و تاریک که دست مامان بهت نرسه .

 ۵ ـ اون لیوان پلاستیکی که سرش چند تا سوراخ داره می دونی اسمش چیه : آب پاش

 ۶ ـ مداد شمعی هاتو گاز بزن نترس گلم اونا به هیچ وجه سمی نیستند.

۷ ـ اگه گفتی کاغذ توالت چند متره ؟

 ۸ ـ می تونی واسه خوابیدنت شرط بذاری مثل اینکه همه جک و جونورات باهات بیان تو رختخواب .

 ۹ ـ یاد بگیر در توالت و از تو قفل کنی و جیغ بزنی .

 ۱۰ ـ شب که می خوای بخوابی وانمود کن که ترسیدی مامان و مجبور کن تا گوشه کنار اتاقت و بگرده تا هیولا را پیدا کنه وقتی همه جا رو گشت و رفت بیرون پنج دقیقه صبر کن دوباره جیغ بکش تا بیاد همه جا رو بگرده .

 ۱۲ ـ یاد بگیر در یخچال و خودت باز کنی نمی دونی انداختن تخم مرغ روی زمین چه کیفی داره .

 ۱۳ ـ آرد + آب = ماکارونی

 ۱۴ ـ برو جلوی میز توالت مامان و رنگهای قشنگو روی خودت امتحان کن خیلی قشنگ میشی.

 ۱۵ ـ وقتی در حال کار خرابی هستی مامان می پرسه چه کار میکنی؟ بگو هیچی مامان جونم .

 ۱۶ ـ وقتی با مامان میری رستوران همه ظرفها رو بنداز زمین .

 ۱۷ ـ مامان عاشق نقاشی های توست.پس دیوارهای اتاقشو.......

 ۱۸ ـ وقتی مامان جاروبرقی رو روشن میکنه از ترس جیغ بکش.

 ۱۹ ـ وقتی مامان بند کفشتو می بنده هی لگد بزن دفعه دیگه کفش بی بند برات می خره.

 ۲۰ ـ وقتی با مامان میری مهمونی برو سراغ چیزای شکستنی.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 11:31  توسط ابراهیم  | 

پدیده ازدباج را چگونه ارزیابی می کنید؟!

f f.u.c.k

مطلب زیر انشایی است که یک کودک هشت ساله در خصوص ازدواج نگاشته است:

 

ازدباج پدیده ای است که به راحتی نمی شود آن را ارزیابی کرد. به دلیل این که کلاً ارزیابی کار سختی است و بستگی به ارزی دارد که می خواهیم بیابیم! مثلاً دولار و یوروع را شاید سخت بتوانیم بیابیم ولی ریال و افغانی را راحت می توانیم بیابیم! ولی چون شمایید ما یک جوری ارزیابی خوب می کنیم.

تا به اکنون ازدباج از زوایای مختلفی بررسی شده است. از زاویه چهل و پنج درجه گرفته است تا صد و هشتاد درجه. یکی دو نفر هم که خیلی شوت بودند و توی تلویزیون دیدمشان، از طریق زاویه سیصد و شصد درجه به این پدیده نگاه کردند!

بیایید نگاه کنیم که ازدباج از کجا شروع و به کجا ختم می شود:

اول از همه یک پسر جبان یک دختر جبان دیگر را می بیند و می پسندد.(البته او نباید اینقدر زیاد به دختران مردم نگاه کند تا بالاخره یکی شان را بپسندد!) بعد ایشان همراه خانواده اش برای خاستگاری می رود. در خاستگاری بعد از مدتی که دو خانواده از نرخ گوشت، آب و هوا، کارت سوخت و شعرهای معمول دیگر قبل از اصل مطلب صحبت کردند احتمالاً پدر پسره می گوید که برویم سر اصل مطلب. در این لحظه است که معمولاً پسرها سرشان را تا جای کمرشان پایین می آورند و دخترها هم رویشان را تنگ تر می گیرند تا سرخی لپ هایشان معلوم نشود! بعدش که دو خانواده همدیگر را خواستند و گوشت هم به دهان گرگ شیرین آمد! (در این دوره زمونه گوشت جای علف و گرگ ها هم جای بزها را گرفته اند!) همه چی تمام شده است، فقط مانده حرف از مهریه و شیر بلال و جهیزیه.

من خودم شنیده ام که بعضی از ازدباجها به خاطر همین شیربلال بهم خورده است!

مع الاسف باری به هرجهت مستلزم اینست که اگر در همه موارد دو خانواده به تفاوق رسیدند، قبل از عقد آزمایش جنتیک فراموش نشود. اگر آزمایش جنتیک ندهند ممکن است 9 ماه تا یک سال بعد بچه ای مبتلا به تالاسمی مینو یا شوکوپارس روی دستشان بماند.در ضمن همانطور که سعدی شیرین سخن، لسان الغیب گنجوی فرموده هرگز نشه فراموش، بچه اضافی خاموش!، اگر یک وقت آزمایش جنتیکتان خوب بود یک وقت پر رو نشوید و مهدکودک راه بیندازید ها! انشاا... بعد از نتیجه مثبت آزمایش می توانند یک عروسی توپ بگیرند و نوار حرکات موزون دار را ردیف کنند و دست خواهر عروس یا داماد را بگیرند وبیاورند وسط و باهاش...احوالپرسی کنند!( واقعاً که فکر شما دانش آموزان جغله خیلی خراب است!)


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 8:45  توسط ابراهیم  | 

وسایل ارتباط جمعی!

tv radio show opera

در راستای افزایش اطلاع رسانی  و میزان نفوذ بالای وسائل ارتباط جمعی روی مردم لازم دیدم که در مورد این وسائل یکم توضیح بدم و اونا رو معرفی کنم...


- بدنه اتوبوس:یکی از مهمترین وسائل ارتباط جمعی که این روزا کاربرد زیادی تو ایران داره بدنه اتوبوسه...معمولا آگهی های مربوط به پاکیزگی(لطفا مرا بشویید)یا تبلیغات نامزدها(عشق من ریحانه...) محدود می شه.


- شیشه پشت اتوبوس:معمولا یاد یاران(جواط تمساح...علی شپش...مرگ بر حامی بچه ها) یا نقش روزگار(یه قلب شکسته یا یه قلب تیرخورده) رو مخصوص این قسمت اتوبوس می دونن.


- بدنه داخلی اتوبوس:محل گذر روزگار(یادگاری از قلی و سکینه به تاریخ فلان) یا اطلاعات مهم(این یادگاری از من است...هر کس بخواند خر است).


- روکش صندلی اتوبوس:شهر ما خانه ما(چسبوندن آدامس مصرف شده) و حفظ پاکیزگی هوا(سانسور شد!).


- تیر چراغ برق:محل نمایش هنرهای دستی(کنده کاری قلب با کلید) و البته افزودن زیبایی شهری.


- درخت:محل نمایش هنر نستعلیق نوین(کنده کاری اسم با چاقو) یا حکاکی سنتی(کندن اسم با ناخن).


- کیوسک تلفن:محل نگارش ناگفته ها(پدرسگ چرا گوشی روبرنمی داری)یا دردودل فراموش شده ها (مگه نمی گفتی هر جوری شده با من ازدواج می کنی؟).


- دیوار بیرونی خونه:این مورد مخصوص آگهی های اطلاع دهنده یا آگهی های نهی کننده(آشغال نریزید)) هشدار دهنده(هر کس در این مکان آشغال بریزد خر است). (پارک = پنچر)

 

- توالت عمومی: که البته این مورد جزو مهمترین و پرکاربردترین وسائل ارتباط جمعیه.از جملات نغض و بی بدیل(وای از درد بی کسی) گرفته تا محل خروج بسیاری از احساسات لطیف انسانی(با صدای پربو)یا احساسات سرکوب شده انسانی(بی صدای پراثر).یا آغاز دوستی های لطیف(09122222222 علی...نه شب به بعد)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 9:25  توسط ابراهیم  | 

خاطرات مردي که زنش به مسافرت رفته بود!!!

زن ومرد خفن قلمبه

شنبه: زنم براي يک هفته به ديدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتي عالي را خواهيم گذراند. اول از همه بايد يک برنامه هفتگي درست و حسابي تنظيم کنم. اينطوري ميدونم که چه ساعتي بايد از خواب بيدار بشم و چه مدتي را در رختخواب و چقدر وقت براي پختن غذا توي آشپزخانه صرف ميکنم. همه چيز را به خوبي محاسبه کرده ام. چقدر هم وقت آزاد برايم ميماند. چرا زنها آنقدر از دست اين کارهاي جزيي و ساده شکايت دارند؟! درحالي که به اين راحتي همه را ميشود انجام داد . فقط به يک برنامه ريزي صحيح احتياج است.

 يکشنبه: بايد تغييرات مختصري در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکر شدم که هرروز جشن نميگيرم و لازم هم نيست که آنقدر ظرف کثيف کنيم چون کسي که بايد ظرفها را بشويد منم نه او! صبح متوجه شدم که آب پرتقال طبيعي چقدر زحمت دارد چون هربار بايد آبميوه گيري را شست بهتر اين است که هر دو روز يکبار آب پرتقال بگيريم که ظرف کمتري بشويم.

 

دوشنبه: انگار کارهاي خانه بيشتر از آنچه که پيش بيني کرده بودم وقت ميگيرد. راه ديگري بايد پيدا کنم. ازاين پس فقط غذاهاي آماده مصرف ميکنم. اينطوري وقت زيادي در آشپزخانه صرف نميکنم. نبايد که وقت آماده کردن و طبخ غذا بيش از زماني باشد که صرف خوردن آن ميکنيم. اما هنوز يک مشکل باقيست: اتاق خواب. مرتب کردن رختخواب خيلي پيچيده است. نميدانم اصلا چرا بايد هرروز تختخواب را مرتب کرد؟ درحالي که شب باز هم توي آن مي خوابيم!!

 سه شنبه: ديگر آب پرتقال نميگيرم. ميوه به اين کوچکي و قشنگي چقدر همه جا را کثيف و نامرتب ميکند! زنده باد آب پرتقالهاي آماده و حاضري!! اصلا زنده باد همه غذاهاي حاضري!

کشف اول: امروز بالاخره فهميدم چه جوري از توي تخت بيرون بيايم بدون اينکه لحاف را به هم يزنم. اينطوري فقط صاف و مرتبش ميکنم. البته با کمي تمرين خيلي زود ياد گرفتم. ديگر در تخت غلت هم نميزنم.. پشتم کمي درد گرفته که با يک دوش آب گرم بهتر خواهد شد. ازاين پس هر روز صورتم را نمي تراشم و وقت گرانبهايم را هدر نميدهم.

 کشف دوم: ظرف شستن دارد ديوانه ام ميکند.عجب کار بيخودي است! هربار بشقابهاي تميز را کثيف کنيم و بعد آن را بشوييم.

 کشف سوم: فقط هفته اي يکبار جارو ميزنم. براي صبحانه و شام هم سوسيس و کالباس مي خوريم.


لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 8:42  توسط ابراهیم  | 

سرگذشت یك آدم خوش شانس


از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام هیچ وقت به این دنیا نمی رسید.

از همون اول كم نیاوردم، با ضربه دكتر چنان گریه‌ای كردم كه فهمید جواب «های»، «هوی» است.


هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شكستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمیكردم!
این شد كه وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.
هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پای تخته زنگ می‌خورد. هر صفحه‌ای از كتاب را كه باز میکردم، جواب سوالی بود كه معلمم از من می‌پرسید. این بود كه سال سوم، چهارم دبیرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!

تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و یكی از ورقه‌ها بی اسم بود، منم گفتم اسممو یادم رفت بنویسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز یك ترم از نگذشته بود كه توی راهروی دانشگاه یه دسته عینك پیدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند و از این كه دسته عینكش رو پیدا كرده بودم حسابی تشكر كرد و گفت: نیازی به صاف كردنش نیست زحمت نكشید این شد كه هر وقت چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز میشد و از این كه گمشده‌اش را پیدا كرده بودم حسابی تشكر میكرد. بعدا توی دانشگاه پیچید: دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده، تازه فهمیدم كه اون دختر كیه و اون ناجی كیه!
یك روز كه برای روز معلم برای یكی از استادام گل برده بودم یكی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بیرون، منم سرك كشیدم ببینم كجاست كه دیدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه این شد ماجرای خواستگاری ما و بعد هم فامیلی با رئیس دانشگاه ، الان هم که استاد شمام!
كسي سوالي نداره؟

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 15:38  توسط ابراهیم  | 

نامه ای به مارادونا

caricature cartoon football player soccer

در خبرها آمده بود كه ديگو آرماندو مارادونا که معتاد به کوکایین بوده اند به عنوان سر مربي تيم ملي آرژانتين انتخاب شد. به همين مناسبت عده اي از ورزش دوستان!! با ارسال پيام تبريك به فدراسيون فوتبال آرژانتين براي ايشان آرزوي موفقيت كردند:

 شلام، ژناب آقاي مارادونا، فوتباليشت گرانقدر، انتشاب شايشته شما به عنوان شرمربيگری تيم ملي آرژانتين باعث افتخار ما ورزش دوشتان شد.

ما شما را به عنوان اشطوره فوتبال دوش داريم و هميشه الگوي خودمان قرار مي دهيم. برگشتن دوباره شما به ژهان فوتبال اميدي دوباره در كالبد ما شد. به همين مناشبت عده اي از علاقه مندان به فرهنگ ورزش و ورشكار پروري ديشب دور هم جمع شديم و گفتيم حالا كه ديه گو به چمن شبز برگشته ما هم بايد در راشتاي ورزش تغييرات عمده كنيم.

 به همين خاطر تحولاتي را از ديشب پس از کلی دور منقل نشینی به وژود آورديم كه به شمع و نظرت مي رشانيم.

 تغييرات به شرح ژير اشت:

  - مصرف كردن: دوران بدنشاژي

 - خماري: نيمكت نشيني

 - به ترياك چون شنتي و قديمي بوده مي گوييم: ليگ برتر

 - به ترامادول و كوكائين و... كه خارجي هشت مي گوييم: بوندش ليگا

 - به محل پاتوق اشتعمال مي گوييم: اشتاديوم (اشتمفورد بيريژ)

- پليس و مامور و 110: كميته انژباطي

 - زندان رفتن: ترانشفر

 - ترك كردن: شوراي اشتيناف

 - شرنگ: اشپانشر

 - كمبود مواد: حاشيه شازي ليدرها

 - غرغر كردن همشر: حاشيه شازي مطبوعات

 - قاچاقچي: مدير برنامه

 - گاز پيك نيكي مي گوييم: توپ بولينگ

 - شوزن و شيخ: شمشير بازي و پرتاب نيژه

  توجه داشته باشید که ما معتاد نیشتیم بلکه بیمار هشتیم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 9:36  توسط ابراهیم  | 

چگونه روشنفکر شویم؟


اگر جوات هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري  بوده است، اگر قدرت تحليل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانياليسم و هويج را نمي دانيد، نگران نباشيد بسته هاي آموزشي " روشنفكري در 5 دقيقه " به بازارآمد!             

   - اولين اصل، يادگرفتن تعدادي لغت پرملاته! هرچی بيشتر بدونيد بهتره اما اگر مغزتون زياد كشش نداره همين پنج تا رو حفظ كنيد: سيناپس ، پارادايم، نوستالژيك، پارادوکس و ديالكتيک .معني اش زياد مهم نيست فقط كافيه هر چند جمله در ميون مقداري از اين كلمات- به ميزان دلخواه- بكار ببريد البته موظب باشيد  مقدار آن را زياد بالا نبريد كه تابلو مي شود!  

 

- غر بزنيد! غر زدن به وضع مملكت يكي از اركان مهم و شايد مهمترين ركن روشنفكري باشه. به هر چيزي كه فكرتون مي رسه غر بزنيد مهم نيست به چي فقط غر بزنيد مثال:

 اگر بارون نمياد از بارونهاي لندن تعريف كنيد و بر پدر مملكت بي آب و علفمون  لعنت بفرستيد!

 اگر بارون مياد از هواي صاف و آفتابي تگزاس تعريف كنيد و بگيد :" تف به اين مملكت گِل وشل"!

 

- مدام از پيشرفت خارج تعريف كنيد! طوري كه انگار 80 سال توي لوس آنجلس زندگي كرده ايد .مثلاً بگيد اونجا نون بربري تو بسته بندي هاي استريل عرضه ميشه!

 

 لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:29  توسط ابراهیم  | 

چگونه سر رییسمان شیره بمالیم؟!!

 

1- ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد:

ظاهر پريشان شما رييس‌تان را متقاعد مي‌‌كند كه سر شما حسابي شلوغ است.

2- كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار مي‌‌كنيد:

هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييس‌تان در اداره است. مي‌‌توانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات، كتاب‌ها و سرگرمي‌هاي اين چنيني كه هميشه قصد مطالعه‌شان را داشتيد ولي فرصت نكرده‌ايد استفاده كنيد.

 3- آه بكشيد:

زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار مي‌‌كنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام مي‌‌دهيد آنها را تحت تاثير قرار خواهد داد.

 4- ميز كارتان را به هم بريزيد:

اطراف خودتان را حسابي با اسناد، جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده مي‌‌شود مهم است. اگر مي‌‌دانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم وگور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.

  5- سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد:

به اين ترتيب به نظر، كارمند سختكوشي مي‌‌رسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دستخالي اين طرف و آن طرف مي‌‌روند عاطل و باطل به نظر مي‌‌رسند و تصور عموم از كساني كه «روزنامه» زير بغل دارند اين است كه از زير كار در مي‌‌روند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش مي‌‌كنند.

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:3  توسط ابراهیم  | 

طرز تهیه یک فیلم پر فروش در ایران

 

مواد لازم:

۱. محمدرضا گلزارِ بزک کرده(یک عدد کامل)

2. مهناز افشار و الناز شاکردوست به میزان کافی

3. نیروی آموزش دیده و تحصیلکرده برای دست و پا زدن در پشت صحنه (هر چقدر که آشنا داشته باشند)

4.تجهیزات اعم از پول مفت ، دوربین، نور، صدا، حرکت!

 روش تهیه:

 قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گریم خوب ورز می‌دهیم. کمی به‌اش پیاز می‌مالیم و می‌اندازیمش جلوی دوربین(در اینجا خانم‌ها و آقایان  دقت داشته باشند که میزان پیاز مالیده شده باید به حدی باشد که اشک از چشمان گلزار جاری شود. او شکست عشقی خورده و علت این شکست و ضربه سنگین روحی به او ، خانواده دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار که در حال تماشای فیلم است با گلزار احساس همذات پنداری پیدا کرد و با خودش گفت: آخی بمیرم، اگه من به جای دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص می‌شود که میزان پیاز مالیده شده بسیار خوب بوده و به مرحله بعد می‌رویم)

سپس حدود 10 دقیقه می‌گذاریم تا گلزار با شعله ملایم جلوی دوربین حسابی جا بی‌افتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهی ناز و عشوه و کرشمه ، درسته به محمدرضاگلزار اضافه می‌کنیم، شعله زیر گاز را زیاد می‌کنیم کمی نمک و فلفل می‌زنیم و این مغلمه را تا زمانی که بیننده دچار غش و ضعف شود هَم می‌زنیم. شعله زیر گاز را کم می‌کنیم و الناز شاکردوست را به آرامی اضافه می‌کنیم و در همین حال به هم زدن ادامه می‌دهیم تا الناز شاکردوست حسابی با مواد قبلی مخلوط شود. دیگر تقریباً آماده است. جهت تزئین می‌توانید از حسام نواب صفوی و حمید گودرزی بر حسب سلیقه استفاده کنید. نوش جان‌تان!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 12:47  توسط ابراهیم  | 

شوخی با وبلاگ نویسان

 

ویژگیهای وبلاگ بعضی از پسرا:

 

1. وبلاگ پر است از چیزهای جورواجور برای دانلود رایگان مخصوصاً با کراک‌هاش. پدر صاحب هاست رو با کپی رایت در آوردن!!!

 2. هیچ لینکی رو بدون ادامه مطلب نمی دن!!! حتی اگه پستشون 2 خط بیشتر نباشه!!! ( لینک می خوای!!! برو به ادامه مطلب )

 3. به سن و سال ربطی نداره، دانلود بازی کم حجم میدن!!!

 4. اصولا علاقه ای به معرفی منبع اثر ندارن!!! بعضی وقتها با اکراه یه جوری اسم منبع رو میارن که اصلاً قابل دسترسی و یافتن نباشه!!! (تازه اونم بعد از امضا کردن و انگشت زدن صد ورژن مرام نامه و این حرفا !!!)

 ۵. طوری وانمود می کنن که کل اون مطلب، فقط در همون وبلاگ پیدا میشه!!! حتی اگه کل مطلب رو کمپلت از جای دیگه ای کپی کرده باشن!!!

 

۶. تا جا داره سعی می کنن لینکی چیزی برای موضوعات ممنوعه (ف.ی.ل.ت.ر شده) مثل عکسی کلیپی چیزی بدن!!! بعضی ها هم فقط چیزشکن می دن که بعد از مدت کوتاهی خودشون چیز میشن!!!

 ۷. دسته بندیهایشون انقدر متنوع است که اگه بوعلی سینا هم وبلاگ میزد آنقدر متنوع نمی تونست مطلب بنویسه!!!

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 10:4  توسط ابراهیم  | 

شوخی با مربیان فوتبال

 

این هفته شهرآورد تهران بین دوتیم قرمز و آبی پایتخت برگزار می شه و تب فوتبال بین مردم بالا رفته . به همین مناسبت این پست رو اختصاص دادم به شوخی با مصاحبه بعد از بازی چندتا از مربی های با سابقه .امیدوارم خوشتون بیاد:

 

1. غلام پیروانی

 بعد از پیروزی: این بچه ها خوب فوتبال کِردن. یه مشت جکِ جوون رو ریختیم تو زمین که یه بلیط اتوبوسو تو جیبشون ندارن.

بعد از شکست (با چشمون قرمز): ما ای تیمو با بیست میلیون بستیم. یه مشت سرباز صفرو به ما دادن. با تیرکمون ما رو فرستادن به جنگ تی 72 بچه ها الان یه هفته اس نون نخوردن. اون ممد پابرهنه بازی می کنه قِرار بوده آقای مجیدی براش کفش بفرسته هنوز نفرستاده ولی گفته می فرستم. تو شیرازم که غریبیم. جون بچه هاتون یه کمکی بکنین این شب جمعه ای.

 

2. افشین قطبی

 بعد از پیروزی: نیمه ی اول سازمان تیمی تیم بد بود. بعد نیمه دوم سازماندهی و انرژی خوب شد و تیم من نشان داد که دل شیرو قلب ببر دارد.

بعد از شکست : سازمانداری تیم بد بود ولی هنوز تیم من دل شیر دارد.

 

3. امیر قلعه نوعی

بعد از پیروزی: من که گفتم اگه بهم وقت بدین تیم رو می برم جام جهانی به من مهلت ندادند نامردا...

بعد از شکست : اگه مدافع اونها دقیقه ی نود سه تا گل به خودشون می زد و گلر اونها از دو دست و دو پا فلج بود و داور هم هفت هشت تا پنالتی به نفع ما می گرفت و سه تا از اونها رو اخراج می کرد و شیب زمین هم به سمت اونها بود، اوضاع الان سیصد و شصت درجه بلکه هم بیشتر فرق می کرد. در ضمن از جاسوس تیم و دستهای پشت پرده هم غافل نشید.

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:43  توسط ابراهیم  | 

فواید تجدید فراش!

 

از عصر حجر تا کنون ، اين نکته بر هيچ مرد متأهلي پوشيده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن      بيشماري را براي وي به دنبال خواهد داشت که سبب افزايش سطح آگاهي ، دانش ، شناخت و در نتيجه ، افزايش ميزان پايبندي اش به زندگي مشترک خواهد شد !

در زير ، چند نمونه از اين محاسن بيان شده ، باشد که مطالعه آنها سبب افزايش { ببخشید } منظورم اين بود که سبب کاهش ميزان اقدام به ازدواج مجدد در جامعه گردد !

 

1 - با مطلع شدن همسرتان از اين اقدام شما در کمتر از چند دقيقه ، هر چه بيشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنوني که عصر ارتباطات مي باشد ، پي خواهيد برد !

 

2 - با لو رفتن اين قضيه ، دوستان راز نگهدارتان را از دشمنان راز گشا ، باز خواهيد يافت !

 

3 - با مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوي همسرتان ، ميزان نيرو و زور بازوان او را خواهيد فهميد و در خواهيد يافت که در ادامه زندگي مي توانيد مثل کوه به او تکيه کنيد و از هيچ چيز نهراسيد !

 

4 - با پرتاب شدنتان از پنجره منزل به بيرون ، بيش از پيش ، محاسن گرفتن خانه در طبقات همکف آپارتمان را درک خواهيد کرد و تا آخر عمر ، هيچگاه خانه اي در طبقات فوقاني نخواهيد گرفت !

 

5 - با اصابتتان به زمين و خورد و خمير شدنتان ، اهميت ورزش و ورزش کار بودن را در خواهيد يافت و بعد از آن سعي مي کنيد آمادگي جسماني تان را بالا ببريد تا با اين صدمات از پاي در نياييد !

 

6 - با آواره شدنتان در کوچه و خيابان در سرماي 28 درجه زير صفر ، بيش از هر زمان ديگري به ارزش کانون گرم خانواده پي خواهيد برد !

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:37  توسط ابراهیم  | 

فرهنگ لغات جلسات کارشناسی!

 

در خیلی از جلسات کارشناسی که توی شرکتهای مختلف تشکیل می شه سخنرانان حرفهاشون  رو تو کاغذ کادوهای شیک می پیچند و به خورد بقیه می دند. معنای واقعی بعضی جملات این کارشناسان که تو این جلسان ایراد می کنند رو براتون آوردم که کسی نتونه شما رو سر کار بذاره :

 

1. این بستگى دارد به... یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

 

2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

 

3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

 

4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!

 

5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!

 

6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!

 

7. ما پیش بینی مى کنیم... یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 9:50  توسط ابراهیم  | 

چگونه يك خواننده شويم؟

 

این روزها خواننده های رنگ و وارنگ از در و دیوار می بارند. خیلیهاشون نه متن قشنگی رو می خونند، نه صدای قشنگی دارند و نه آهنگ قشنگی رو تولیداتشون هست. من این متن رو نوشتم که با این جور خواننده ها شوخی کرده باشم. خواننده های خوش صدا و استاد جاشون محفوظه.

مراحل خواننده مردمی شدن:
1- اولين قدم براي ورود به عرصه هنر قهر كردن با مادرتان است، مگر نشنيده ايد كه قديمي ها گفته اند:
((هركس از مادرش قهر كرد، رفت خواننده شد.)) و يا آنكه ((هركس از مادرش قهر كرد، بازيگر شد.))، پس نتيجه مي گيريم اولين مرحله براي پشت سر گذاشتن پله هاي ترقي قهر كردن از مادرتان است
.
تذكر(1) بچه ننه ها نمي توانند خواننده شوند.


2- اكنون شما بايد به دنبال ترانه بگرديد، اما چون پول نداريد ... ببخشيد اما چون ترانه سراها را قبول نداريد، خودتان دست به كار مي شويد، براي شعر گفتن تنها كافي است خاطره يك نيم روز خود را به تصوير بكشيد و سعي كنيد چيزهايي بگوييد كه خودتان هم معني اش را نمي فهميد. به عنوان مثال:
يه روز مي خوام خواننده شم، يه روز مي خوام راننده شم
باختن رو خيلي دوست دارم، من نمي خوام برنده شم

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:20  توسط ابراهیم  | 

فرهنگ لغات دانشجويي

 

چندتا از دوستان خوبم برام پیام فرستادن که ما امسال رتبه خوبی تو کنکور کسب کردیم و می خوایم دانشجو شیم. اگه می شه ما رو راهنمایی کنید تا نگن که ما جوجه دانشجو هستیم.

منم برا این دوستان یه چند تا اصطلاح دانشجوهای سال بالایی رو می ذارم که خوب یاد بگیرن و مشکل جوجه بودنشون حل بشه:

 

 

- جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.


- آب خنک: خوردن آن معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت مي شود.

 

- کبريت بی خطر :دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام مي دهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل ''آهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه''.

 

 

- سشوار : وسيله اي که باد گرم توليد مي کند،کولر دانشگاه.

 

- هيأت پاکسازی: دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:57  توسط ابراهیم  | 

چند راهکار برای بی اثر نمودن مکرهای زنانه !!!

 

چند راهکار برای بی اثر نمودن مکرهای زنانه!!!!

آقایون عزیز به دلیل محتویات این پست ، خواهشمند است به منظور رعایت نکات ایمنی حتی الامکان زمانی که همسرتان کنارتان تشریف ندارند( خوش به حالتان) این مطلب را مطالعه فرمایید.

از ما گفتن بود . نمی خوام خون شما گردن من بیفته :


1- چنانچه روزی از سر کار به منزل آمدید و مشاهده کردید که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزیزم همراه می باشد مثل : سلام عزیزم ، خوبی عزیزم ، خسته نباشی عزیزم و ... هشیار و آگاه باشید که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد ، به همین دلیل به حربه ... کردن ( اشتباه کردید. منظورم خام کردن بود) متوسل شده است .
بدل این حربه : قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید ، شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم ، یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟

2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن ، همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید ، از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند ، کاملاً مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه فهماندن غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
بدل این حربه :  شما هم کاملاً نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : « عزیزم من واقعاً از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟»

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 13:34  توسط ابراهیم  | 

نكات مهم فيلمهای هاليوودی

 

- هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
- ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
- در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
- لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمناً میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
- اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
- برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
- هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.
- اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.
- اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
- کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند.
- برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
- مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
- برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
- آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
- هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 12:8  توسط ابراهیم  | 

یک معمای پیچیده


 

- رئیس به منشی :برای یک هفته سفر خارجی برنامه ریزی کنید.

 

- منشی با همسر خود تماس می گیرد ومی گوید برای یک هفته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم.

 

- همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت می رود و ما  می توانیم یک هفته را در کنار هم باشیم.

 

- معشوقه مرد با پسر بچه ای که او معلم خصوصی اش بود تماس می گیرد و به او می گوید یک هفته کار دارد و نمی تواند برود ...

 

- پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد و می گوید معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما         می توانیم این هفته را باهم بگذرانیم.

 

- پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اش تماس می گیرد که این هفته را باید با نوه ام بگذرانم و ما نمی توانیم به مسافرت برویم.

 

 -منشی به همسرش زنگ می زند که برای رئیسم مشکلی پیش آمده و مسافرت لغو شد.

 

- مرد با معشوقه خود تماس می گیرد :ما نمی توانیم این هفته با هم باشیم. مسافرت همسرم کنسل شد.

 

- معشوقه مرد با پسر بچه تماس می گیرد که این هفته مثل گذشته کلاسمان را ادامه می دهیم.

 

- پسر با پدر بزرگش: معلمم این هفته کلاس را ادامه می دهد. ببخشید و ما نمی تونیم باهم باشیم.

 

- و پدربزرگ (همان رئیس) مجدداً با منشی تماس می گیرد که دوباره برای سفر برنامه ریزی کنید....

 

و این مسئله همچنان ادامه دارد. کمکشون کنید از این تکرار خلاص شند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 10:19  توسط ابراهیم  | 

روشهای شوهر آزاری

 

-  به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي !

 

- غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن !

www.40tikkeh.blogfa.com

- براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !

 

- از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

  

  

- هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد !

 

 

- هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، پارک سر کوچه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟!

 

 - هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

 

-  هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق ! باز خودتو لوس کردی؟ آشغالها رو بردی بیرون؟

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8:28  توسط ابراهیم  | 

کلاسهای زن ذلیلی

 

هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دایم برای مردان تا قسمتی از مغزشان به نام زن ذلیلیه را فعال کنند، قسمتی که آنان منکر وجود آن هستند  .www.40tikkeh.blogfa.com   40تیکه


برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1 : کلاسهای اجباری
-  بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم.(2000 ساعت)
- زن من مادر من نیست.( 350 ساعت)
-  تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
-  می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدینیو یک ابله است.(500 ساعت)
- زن من پرستار من نیست.
-  زن من کلفَت من نیست.

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:6  توسط ابراهیم  | 

درد دلهای یک نوزاد

 

متن زیر درد دلهای یک نوزاد نانازیه که چون سواد نداشته تلفنی به من گفته منم نوشتم. البته با زبان بی زبانی!! اینم صحبتهاش :

 

اَ بَ بَ اِ اَ دَ آ ... آخ ببخشید یادم رفت ترجمش کنم. متن ترجمه شده اش اینه:

 

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي غير پاستوريزه ، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد ! 40تیکه


خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا "پووووووف" مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد!


آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست!
   40تیکه

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:12  توسط ابراهیم  | 

اشعار قبل و بعد از ازدواج در وصف یار

 

اشعار قبل از ازدواج

www.40tikkeh.blogfa.com   40تیکه

1- در اين دوره شاعر مجبور است خودش را به شدت عاشق نشان دهد. بايد به معشوق تفهيم شود كه اگر با او ازدواج نكند او از غصه صد در صد دق خواهد كرد و هيچ كس ديگري نمي‌تواند او را خوشبخت كند در اين اشعار شاعر موظف است معشوق را به شدت تكريم و تا جايي كه مي‌تواند تشبيه بكند (ماه ـ نيلوفر آبي ـ تك سوار عشق ـ پري دريايي ـ سلطان قلب‌ها ـ مهوش ! ـ ترنم بهار زندگي و ... مي‌توانند مشبه‌به‌هاي خوبي باشند)! و همواره از زيبايي او در تعجب بوده و خلاصه كه از ته قلب به او عشق بورزد. www.40tikkeh.blogfa.com   40تیکه

مثلا در جايي شاعر مي‌فرمايد: «رنگ را از هر كجايي بياوريم رنگ چشم‌هاي شما را نخواهيم داشت» (يا چيزي با همين مضمون) و اين برهمه ما مبرهن است كه با سيستم‌هاي جديد مي‌شود رنگ مد نظر را تهيه كرد اما هدف شاعر از اين تخيل چيز ديگري است و مسلما اين بيت مقصود غايي شعر در آن دوران پيش از ازدواج است كه به عبارتي با اين جملات طرف را  {...} كنيد. {گول مالیدن!}

    شاعر براي عمليات هندوانه گذاري در غالب سوالي حياتي مي‌فرمايد «تو مانكني يا مدلي؟»

    كه عملا اين استفهام انكاري (؟!) در اين ترانه اقتباسي از يك شعر كلاسيك است به اين ترتيب «بلند بالاترين عشق مني تو / تو زيباتر ز نيكول كيدمني تو! / تو جذابي، لطيفي، خوش‌بر و رو .../ نمي‌دانم مدل يا مانكني تو؟»www.40tikkeh.blogfa.com   40تیکه

2- در نامه‌هاي عاشقانه دختران نيز نمونه‌هاي منظومي ديده شده به اين ترتيب «گل سرخ و سفيد ارغواني ... فراموشم نكن تا مي‌تواني»

    يا ... «گل زرد و بنفش لوله فراموشم نكن {نام طرف مقابل ترجيحا دو هجايي} كوتوله!» (به عنوان مثال شهرام! يا اصغر! )

    « نمكدان بي نمك شوري ندارد ... دل من طاقت دوري ندارد!»

    البته اين‌ها يك مقداري طنز است. اما به هر حال جماعت نسوان ـ نمي‌دانم چرا؟! ـ به شدت اصرار دارند در نامه‌هاي عاشقانه ـ طنازانه استفاده كنند كه ما پيشنهاد مي‌كنيم نكنيد. مثلا استفاده از صفت «كوتوله» در اين ابيات صرفا به اين دليل است كه شاعر قصد دارد قضيه را با يك طنز زير پوستي كمي تلطيف كند و

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 9:36  توسط ابراهیم  | 

خداحافظ عشق من!

 

نامه‌ی زیر در جیب جنازه‌ی یکی از سربازان اسراییلی شرکت کننده در جنگ 33 روزه پیدا شده است. آگاهان وی را جوانی 24 ساله و تا دندان مسلح گزارش داده‌اند. البته بر روی بدن این سرباز اثری از زخم و یا حتی رد خونی یافت نشده است. متخصصین علت مرگ وی را فشارهای عصبی پیش‌بینی کرده‌اند و دلیل را تجمع بیش از حد اوره و آمونیاک اطراف شلوار وی بیان نموده‌اند. www.40tikkeh.blogfa.com

در جیب راست او عکس دختری زیبا با اندامی زیباتر بوده است که بی‌شباهت به «جنیفر لوپز» هم نبوده است. همراه این نامه کاغذی نیز یافت شده که در ذیل جمله‌ای از "اسپینوزا" که می‌گوید: صلح تنها فقدان جنگ نیست؛ بلکه یک باور درونی است. نوشته شده است: جناب اسپینوزا باید بدانند که تنها چیزی که می‌تواند انسان را بدین باور برساند، گلوله است. www.40tikkeh.blogfa.com


40تیکه
سلام عزیزم!
الآن که در حال نوشتن این نامه هستم؛ هیچ مهم نیست که کی هستم؟ از آنجایی که این نامه را برای تو که همسر عزیزم هستی می‌نویسم، برایت معلوم است که چه کسی هستم و به هیچ کس دیگری هم مربوط نیست. تنها چیزی که الآن مهم است این است که من زیر آتش شدید این عرب‌های گیر کردم و بعید می‌دانم که بتوانم طلوع خورشید فردا را ببینم. پس اقرار می‌کنم به یکتایی او و پیامبری موسی و اینکه شارون آدم خوبی بود و اولمرت کلاً ... تشریف دارد. شاید بپرسی که چرا اینقدر لفظ قلم می‌نویسم؟ از آنجایی که این نامه را تمام رسانه‌های غربی به نشانه‌ی مظلومیت ما منتشر خواهند کرد، خواستم کمی زبان فخیم عبری را پاس بدارم. لطفا ....... www.40tikkeh.blogfa.com

40تیکه
لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 8:31  توسط ابراهیم  | 

مزایای بد حجابی

 

چند وقت پیش یکی میگفت :من چرا همیشه به جنبه منفی قضایا نگاه می کنند مثلاً همین بد حجابی ، چرا باهاش مبارزه می کنند ؟ بد حجابی هم یک سری مزایایی داره که شامل(با عرض پوزش از آقایان و خانمهای محترم من عیناً مطالب ایشون رو نقل میکنم):

 

- تغییر کاربري دستمال سفره و دم کني به روسري و صرفه جويي در پول و پارچه

 -
مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موي خروسي و بالا رفتن
قيمت خروس در حد گاو

 -
بالا رفتن بي سابقه فروش گن هاي لاغري سونا بلت در حد کمپاني مايکروسافت
به علت پوشيدن مانتوهاي بدن نما و خوش هيکل بودن دختراي ايراني


 - توليد نيروي برق و الکتريسيته از راه اشعه توليد شده زلف پسران و دختران ايراني در حد
نيروگاه بوشهر

 - قوي شدن چشم مردان ايراني در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسي خصوصاً اين
ضرب المثل
(( يه نگاه که حلاله ))

-
کاهش نرخ بيکاري افراد شاغل در شغل هاي شريف خفاش شب..عنکبوت..اتو
زني..تاکسي مرسي..مديريت خانه عفاف..

 - ايجاد بازار کار براي دختران ايراني به عنوان حوري در بهشت و ...

  - پر شدن اوقات فراغت برادران هميشه در صحنه بسيج و برخورد با خانمها

 - پيدا شدن چندین ميليون جنيفر لوپز که استعداد آنها سالها زير مانتوي گشاد
هدر ميرفت

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 8:7  توسط ابراهیم  | 

مشخصات بعضی از دختران دانشجو

 

با عرض پوزش از بانوان محترم ، این مطلب صرفاً جنبه طنز دارد:

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR  میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند! درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمی باشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.
اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی می شنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی بوفه دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:41  توسط ابراهیم  | 

توصیه های مادری به دخترش در گذشته و حال

 

 

گذشته

 

در زمانهای بسیار دور مادرها وقتی می خواستند دخترشون رو بفرستند خونه بخت به اون بیچاره ها این توصیه ها رو میکردند :

 

- اگر آقايتان شبها دير به منزل مي آيد، لابد کار دارد که دير مي آيد! اگر شما بيرون کار مي کرديد که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نيائيد!!
-
اگر آقايتان انتظار دارد وقتي به منزل مي آيد براي او چاي بياوريد، بدون حرف اضافي اين کار را انجام دهيد، وگرنه ممکن است ...

- اگر آقايتان اجازه نمي دهد هر کجا که مي خواهيد برويد، خدا را شکر کنيد که اجازه مي دهد نفس بکشيد!!
- اگر آقايتان به شما خرجي نمي دهد، لابد خرجهاي مهمتر از منزل دارد، جيکتان هم در نيايد!!
- اگر آقايتان اجازه نمي دهد سر کار برويد، سپاسگزارش باشيد.
- اگر آقايتان به کوچکترين حقوق زنان بي توجه است، حقتان است اگر تحويلتان هم بگيرد شما به او مي گوئيد زن ذليل!!!
- اگر آقايتان براي شما هديه نمي خرد، رويتان را زياد نکنيد! او خودش براي شما بزرگترين هديه است!!

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:40  توسط ابراهیم  | 

خودروی خانمها !

 

ما چگونه برانيم كه زنده بمانيم؟!

( ويژه خانمها)

این مطلب رو دوست خوبم حمیدرضا برام فرستاده و خواسته اینو تقدیم کنم به شما(با عرض پوزش از بانوان و خوانندگان محترم): 

در خبرها داشتيم مبتكري ژاپني اقدام به ساخت خودروي مخصوص خانمها نموده است. با توجه به مهارت بانوان در شوفري و ديگر استعدادهاي درك نشده اين مخلوقات، مشخصات فني خودروي ويژه(!) بانوان به شرح ذيل تخمين زده مي شود:

-          تعبيه گارد آهني از جنس تيرآهن 24 به بالا، در هر چهار سمت خودرو بعلاوه سقف

-          مجهز به سيستم خودكار " اطلاع رساني به شوهر"، در هنگام بروز تصادفات

-          سامانه هوشمند تعديل سرعت، حداكثر 35 كيلومتر در روز و 30 كيلومتر در شب جهت خرد کردن اعصاب ماشینهای پشت سری(!) 

-          برخورداري از بوقهاي دوبله با صداي  I Love U

-          وجود كتاب "چگونه شوهرمان را به خاك سياه بنشانيم؟" داخل خودرو جهت آموزش

-          كامپيوتر گوياي آموزش يوگا، ايروبيك، آشپزي ، تعديل وزن، دنس(!)، جيغ كشيدن و ...

-          داراي دستگاه پيشرفته RMM : رهگيري موانع متحرك(!) 

-          مجهز به خط تلفن آنلاين به منظور مشاركت گفتماني با عيالي(!) محل

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:37  توسط ابراهیم  | 

آداب مهمانی رفتن !

 

دیروز یکی از دوستام اتفاقی که تو یک مهمونی براش افتاده بود رو برامون تعریف کرد ، بعد از کلی خندیدن با همه دوستان ، به فکر نوشتن این مطلب افتادم:

 

1-     پيش از رفتن به مهماني خودتان را تر و تميز کنيد. اگر به فکر آبروي خودتان نيستيد به فکر آنها باشيد که قرار است با شما روبوسي کنند.

2-      اگر مي خواهيد پيش از رفتن به مهماني دوش بگيريد، براي اين کار از عطر و ادوکلن استفاده نکنيد. باور کنيد آب مناسب تر است.

3-      براي ميزبانتان گل ببريد؛ اما اگر وسعتان نميرسد که از گل فروشي گل بخريد، از گلهاي داخل پارک استفاده نکنيد؛ چون ممکن است بلبل عاشق از بي کسي دق کند.

4-     قبل از وارد شدن به خانه ي ميزبانتان يا ا... بگوييد. شايد آنها در خانه شان سر بريده داشته باشند.

5-     هنگام ورود به همه سلام کنيد و با همه دست بدهيد،مگر اينکه خانه ي ميزبان در استاديوم آزادي باشد.

6-     به اتاق هاي خانه ي ميزبان سرک نکشيد. اينجا هم همان بحث سر بريده مطرح مي شود.

7-     اگر سيني چاي را جلويتان گرفتند، به صورت کسي که سيني را در دست دارد خيره نشويد. اين عمل مربوط به مجالس خواستگاري است. آن هم تنها در سريالهاي تلويزيوني.

8-      اگر پايتان بوي بد مي دهد، فقط در مهماني هاي دست جمعي شرکت کنيد. اين طوري کسي نمي فهمد که توليد کننده ي بوي باتلاق شما هستيد.

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 8:35  توسط ابراهیم  | 

جنبش طالبانیسم حکم ارتداد حافظ را صادر نمود (2)

 

ادامه بیانیه جنبش مترقی طالبانیسم! در مورد حافظ شیرازی :

 مطالب قبلی شمه ای از فساد اخلاقی نامبرده بود. حال به بررسی سیاست تشویش اذهان عمومی و تفرقه اندازی او می پردازیم :

 

1)        دلی که غیب نماست و جام جم دارد         ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

 

کاملاً واضح است که قصد شاعر ایجاد تفرقه و اختلاف بین دو جناح است. تابلو است که " جام جم " در مصراع اول همان صدا وسیماست وغیب نما به معنای رابطه با دولت فخیمه ی انگلیس است.

 مفهوم کلی بیت اینست که جناحی که با انگلیس رابطه دارد و قدرت رسانه ای را هم در اختیار دارد نباید نگران استعفای خاتمی " رییس جمهور جزایر لانگرهانس و حومه  " باشد.

 

2)            توهین به قوه مقننه و کنایه زدن به جلسات غیر علنی مجلس :

 

  مصلحت نیست که از پرده برون افــــــتد راز     ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

 

3)            بی اهمیت جلوه دادن مجمع تشخیص مصلحت نظام و وظایف قانونی آن :

 

مصلحت دید من آنست که یاران همه کار                  بگـــــــذارند وخـــــــم طره یاری گیرند

 

4)            توهین مستقیم به دولت :

 

دیدم به خواب خوش که بدستم پیاله بود                  تعبیر رفت و کار به دولـــــــت حواله بود!

 

5)            افترا بستن به قوه قضاییه ومتهم کردن آن به اهمال و لاپوشانی در مورد مفاسد اقتصادی :

 

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت                            آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:33  توسط ابراهیم  | 

جنبش طالبانیسم حکم ارتداد حافظ را صادر نمود (1)

 

بیانه جنبش مترقی طالبانیسم :

خیلی از ما مزدور امپریالیست موسوم به " خواجه حافظ شیرازی "را می شناسیم  و به او احترام می گذاریم غافل از اینکه پشت این چهره به ظاهر مردمی و دموکرات چه غول کریه و مجموعه رذایلی پنهان شده است. با مرور پرونده این مهره سوخته چهره قبیح و فاسد او به خوبی مشخص می شود.این شخص علاوه بر فساد کامل اخلاقی کارهای بسیاری را در همسویی با بیگانگان، همکاری با عناصر آمریکایی، اشاعه منکر، فساد مالی و ترویج افکار التقاطی انجام داده است.بررسی فساد اخلاقی او مجموعه بسیار مفصلی را می طلبد که در این کوتاه مجال آن نیست .اکثرمطالب منتسب به ایشان موسوم به " دیوان " یا شرح مجالس لهو و لعب است و یا تحریک جوانان معصوم مسلمان به کارهای بی تربیتی و مصرف انواع مشروبات و مخدرات است.

با نگاهی اجمالی به این کتاب نکات زیر مشهود است:

1)             مصرف تریاک و تحریک جوانان معصوم ما به این کار:

 

  دل ما را که ز مار سر زلف تو بجست            از لب خود به شفاخانه تریاک انداز

 

 تریاکی بودن شاعر حتی از لحن شعر به خوبی پیداست چرا که همانند تریاکی های فول تایم  " صفا خانه " را " شفاخانه " می گوید.

 

2)             همکاری با خواننده تابلو لس آنجلسی " ناهید " (همان کسی که ترانه  " سیا جون دلربا- سیا دندونش طلا " را خوانده است ) :

 

 غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد                 در آن مقام که حافظ برآورد آواز

 

3)             شرب خمر و برپایی مجالس لهو و لعب در خانه های فساد زیر نام خانه عفاف :

 

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت                با من راه نشین باده مستانه زدند

 

4)             ولگردی و مزاحم ناموس مردم شدن در پارک رکن آباد شیراز

 

تا که اندر دام وصل  آرم تذروی خوشخرام                  در کمینم وانتظار وقت فرصت می کنم

۵)             بازهم تعریف و تمجید از شرب خمر :

 

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند                  اشهی لنــــاواحلی من قبلـــــه العـــــذارا

 {معنی مصراع دوم:  در نزد ما تحریک کننده تر و شیرین تر از بوسیدن گونه های دلبرکان است}

 

۶)             ترویج فساد و بی بند و باری با تعریف کردن صحنه های تحریک کننده فیلمهای بی ادبی :

 

زلف آشفته و خو کرده و خندان لب و مست              پیرهن جاک و غزلخوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان                نیمه شب مست به بالین "من" آمد بنشست

 

 البته "من" در مصراع آخر معلوم نیست همان"man"  انگلیسی به معنای مرد است یا خود شاعر.

 

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 8:26  توسط ابراهیم  | 

تحولات روابط اجتماعی در گذر زمان

 

اینجا براتون تغییر رفتار والدین با فرزند خانواده تو ایران رو به شکل طنز براتون نوشتم :

 

سال 1230


مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
--
بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه.

سال 1280


مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر
   نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه .

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:53  توسط ابراهیم  | 

آگهی های تبلیغاتی

 

مؤسسه ترميم موي ( مو بَر )

 

 

·   اگر احساس مي کنيد سر شما به مو حساسيت دارد !

 

·   اگر سر شما چون درخت است و موهايتان چون برگ پاييز !

 

·   اگر سفيدي پوست سرتان بيش از سياهي موهايتان خودنمايي مي کند !

 

·   اگر احساس مي کنيد هر روز قدتان بلندتر مي شود و کف سرتان بيشتر از موهايتان فاصله مي گيرد !

 

·   اگر موهايتان بصورت يکي بود يکي نبود و در بعضي نقاط سرتان هيچکي نبود است !

 

·   اگر مي خواهيد چهار لاخ شيويدي که ته کله تان است تبديل به خرمن شود !

 

 و  اگر ديگر خسته شده ايد از اينکه در کوچه و خيابان به شما بگويند : هو کَله ، کچل ، کَله کَل طاس  مسي ; کَلا رو بردن عروسي ، نور افکن ، کَله  تاکسي معطله و ....

لطفاْ برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:11  توسط ابراهیم  | 

فرهنگ لغات فیمینیستی

 

آیا می دانستید ریشه اکثر لغاتی که به کار می بریم از کلمه زن گرفته شده است؟ باور ندارید؟ پس متن زیر را بخوانید تا باور کنید:

 

برزن :ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني

راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)

ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها

زنجان : همان زن است به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند .

نازنين : مرد ، نا+ زن+ اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم


مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود :

 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

2. زني که گوش مردش را مي کشد.

3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:34  توسط ابراهیم  | 

وصيت نامه یک طنز نویس

 

نگید این وصیتنامه منه . من که دیگه با مردن شوخی نمی کنم. شوخی شوخی با عزراییل هم شوخی. اینو یکی از دوستهای طنزنویسم نوشته :


قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

 

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

 

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

 

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.

 

التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای تازه به دوران رسيده کم نياريم.

لطفاْ برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 8:52  توسط ابراهیم  | 

آشپزی به سبک بعضیا

 

شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم. میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم ''کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس ''ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!


دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی ''ظروف عتیقه''. میگن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

...........لطفاْ برای خواندن  ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:52  توسط ابراهیم  | 

اگر زنتان رئیستان باشد !

 

تا حالا فکر کردید که اگر روزي زنتون، در محل کارتان ، رئيس شما بشود ، چه عواقبي خواهد داشت ؟ یک فیلم هم با بازی خانم فاطمه معتمد آریا و آقای مهدی هاشمی در این مورد ساخته شده.

اگر مايليد تا گوشه اي از عواقب شوم اين وضعيت را به شکل طنز دريابيد ، مطلب زیر رو بخونید لطفاً :

 

اگر يکروز ، چند ساعت دير به محل کارتان برسيد ...

 

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه موقع اومدن به سر کاره ؟ مي دوني ساعت چنده ؟ چرا اينقدر دير اومدي ؟ چيکار مي کردي ؟ کجا بودي ؟ با کي بودي ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

 

 

اگر يکروز از ارباب رجوع ، زير ميزي يا همان رشوه ، دريافت کنيد ...

 

واکنش همسر/رئيس شما : اين چه کاري بود که تو کردي ؟ چرا اين کار رو کردي ؟ مگه حقوق خودت برات کافي نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اينقدر رفته بالا ؟ نکنه يه زن ديگه گرفتي ؟! خائن ! اين چوب دستي من کجاست ؟! ديگه حق نداري پاتو نه توي خونه و نه تو اداره بذاري !

 

...........لطفاْ برای خواندن  ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:6  توسط ابراهیم  | 

مطالب قدیمی‌تر