|
|
|
|
|
معرفی کتاب:
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 9:40 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب: ● اقسام شهادت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 9:54 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب: |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 9:43 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 12:21 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
اساطيرهرقوم، تاريخ نمادين آن قوم هستند.
اساطير، رواياتِ نمادين بشري از: نظام آفرينش، جايگاه انسان در نظام هستي و آغاز و فرجام جهاناند. از اين رو خاستگاه ديني دارند و ماهيت نمادين آنها نيز به ساحت دين نسب ميبرد. بيسبب نيست كه در صدر اسلام، گروهي از سر جهل يا عناد، كتاب خدا را «اساطيرُ الاَولين» خواندهاند.
صرفنظر از رابطهي دين با اسطوره، اساطير هر قوم آينهي: باورها، ترسها، آرزوها و ارزشهاي مورد قبول آن قوماند و همين امر بررسي علمي و كارشناسانه اساطير را در دنياي مدرن امروز به امري ضروري بدل ساخته است.
اين پژوهش سَر آن دارد تا نقش الگوهاي اساطيري را بر شخصيت پردازي زنان در سينماي ايران و جهان، به اجمال مورد تحليل و بررسي قراردهد.
عدم ِاشراف اكثر ِفيلمسازان ايراني به اساطير ملي خويش باعث می گردد تا در اين كتاب الگوهاي شخصيت پردازي زنانه عمدتا از اسطورههاي يوناني و رومي به فراخور حال از اساطير ساير ملل ذکر گردد.
اميد كه اين تلاش ناچيز فتح بابي بر پژوهشهاي وزين آينده و رجعت فيلم سازان اين مرز و بوم به ارزشهاي ديني و اساطيري ملي خويش باشد.
فهرست مطالب كتاب به شرح زير است:
● مقدمه
● زن، اسطوره، سينما
● زن در مقام مادري
● زن و كابوس نامادري
● زن به عنوان همسر
● دختر، زن ناتمام
● زن در مقام خواهر
● زن، فارغ از سلطه مردان
● زن، كاهنه معبد عشق
● زن، سرچشمهي دانش، تدبير و هنر
● زن، تجسم بلاهت و كودني
● زنان جنگاور و نيرومند
● زن: مظهر حسادت، حيله و جادو
● هيولا زن
● كلام آخر
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 10:45 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
سيد جمال الدين حسينى اسدآبادى، از شخصيتهاى ممتاز و روشنگرى است كه در پايان قرن سيزدهم و آغاز قرن چهاردهم هجرى، در دنياى اسلام و از حوزه تشيع ظهور كرد. او، مسلمانان و ملل شرق را به بيدارى و قيام دعوت مىنمود. در راه استراتژى كلى، كه خود بر محور سه اصل: 1. بيدارى شرق 2. بازگشت به اسلام 3. وحدت مسلمانان ترسيم كرده بود، تلاش خستگى ناپذيرى را آغاز نمود و براى رسيدن به اين اهداف، سفرهاى متعددى به كشورهاى سه قاره مهم جهان: آسيا، آفريقا و اروپا نمود و با تدريس، سخنرانى، نگراش مقاله و نشر روزنامه و مجله و تربيت شاگردان آگاه و شجاع، به موفقيتهاى دست يافت. هر كس كه در زندگانى و فعاليتهاى وسيع و گسترده سيد جمال، اندك تأملى كند، به نقش وى در بيدارى مشرق زمين اذعان خواهد كرد و از خود خواهد پرسيد: اگر تلاشهاى آگاهى بخش سيد جمال نبود، امروز ملل شرق و دنياى اسلام در چه وضعيتى به سر مى بردند؟ آيا همين گونه بود كه الان هست؟ يا تا مدتهاى بيشترى مردم مصر، ايران، هند و... تحت سلطه بيگانگان بودند؟ آنچه مسلم است، تمام نهضتهاى اصلاحى صد ساله اخير، در شرق و دنياى اسلام، از مكتب سيد جمال الهام گرفته و به گونهاى مرهون تلاشهاى وى مى باشد. نوشتار حاضر نگاهی است تاریخی به تکاپوهای سید جمال در راستای نیل به بیداری اسلامی و وحدت مسلمین. فهرست مطالب جلد اول کتاب به شرح زیر است: ● ولادت: شعبان 1254 ه ق. ● عزیمت به نجف: 1266 ه ق. ● هجرت به هندوستان: 1270 ه ق. ● سفر به افغانستان: 1278 ه ق. ● ترک افغانستان و ورود به شهر بمبئی: 1285 ه ق. ● اخراج از هند و عزیمت به مصر و عثتمانی: 1286 ه ق. ● ورود به تشکیلات فراماسونری: 1292 ه ق. ● افزایش تحرکات سیاسی در مصر: 1295 ● خروج از تشکیلات فراماسونری: 1296 ه ق. ● اخراج از مصر و بازگشت به هند: 1296 ه ق. ● ورود به لندن و پاریس: 1300 ه ق. ● جدل با ارنست رنان: 1300 ه ق. ● انتشار مجله عروة الوثقى: 1301 ه ق. ● ارسال عروة الوثقى به اقصی نقاط جهان: 1301 ه ق. ● تعطیلی عروة الوثقى و وقایع سودان: 1302 ه ق.
فهرست مطالب جلد دوم کتاب به شرح زیر است: ● دولت جدید در انگلیس و اتحاد عالم اسلام و انگلیس: 1302 ه ق. ● بازگشت سید جمال به ایران: 1303 ه ق. ● دیدار با ناصرالدین شاه: 1304 ه ق. ● ورود سید جمال به مسکو: 1304 ه ق. ● بازگشت از مسکو به تهران: 1307 ه ق. ● اخراج از ایران: 1308 ه ق. ● نامه به میرزای شیرازی و ماجرای تحریم تنباکو: 1308 ه ق. ● ورود دوباره به لندن: 1308 ه ق. ● انتشار نشریه ضياء الخافقين: 1309 ه ق. ● ترور ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی: 1313 ه ق. ● مرگ در اثر مسمویت در زندان عثمانی: 1314 ه ق.
دانلود کتاب سید جمال الدین اسدآبادی (جلد اول)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:32 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
راى ما آدميان، صحنه بسيار تكان دهنده اى است، وقتى جسم سرد «انسان» عزيزى كه روزها و سالهاى بسيار از حرارت و شور و معنى آكنده بوده، در برابر ديدگان بازماندگانى بيقرار، با تمام شخصيت، دانش، تجارب، و همه خاطره هايش به خاك و سنگ و مورچگان قبرستان سپرده مى شود. در آن لحظات معمولا به فكر فرو مى رويم. ما باور داريم كه او روزى زنده خواهد شد. باورى كه مايه دلدارى و تسكين داغداران و البته همه ماست، زيرا بدون شك ما نيز روزى خواهيم مرد. هم اكنون ما در عصرى زندگى مى كنيم كه نظريه تكامل و فرضيه هاى پيدايش حيات، مبتنى بر پژوهشهاى روزافزون خيل عظيم محققان و دانشمندان، در كتب علمى و درسى مان، ارائه مى شوند و جوانان فطرتا پاك و حقيقت جوى ما كه اخبار جستجوى حيات در ديگر سيارات را پيوسته مى شنوند، طبعا گاهى همانند حضرت ابراهيم عليه السلام از خدايشان مى خواهند، به آنان نشان دهد «چگونه آيا دوباره زنده خواهند شد؟»براستى بعد از آن كه رخت از اين جهان بربستيم، چگونه زنده خواهيم شد؟ آيا تصورى از چگونگى اين امر غريب و شگفت انگيز داريم؟ معاد از اصول تمام اديان الهى، نقطه عطف افكار فلسفى بشر و معنابخش زندگى دردآلود آدمى است. ميزان و شدت اعتقاد، به معاد رقم زننده سرنوشت ما در تصميم گيرى هاى حساس و خطيرى است كه در مسير زندگى، از سالهاى بلوغ و جوانى تا آخرين لحظات عمر، به عمل مى آوريم. از ديگر سو، هر چه تصور قانع كننده ترى از چگونگى زنده شدن مجدد خود داشته باشيم، طبعا اطمينان قلبى بيشترى پيدا خواهيم كرد. حضرت ابراهيم عليه السلام پيامبر اولوالعزم خداوند، عطش خويش را در كسب اطلاع از چگونگى رستخيز آدميان، با پرسيدن بى واسطه از خداوند، فرو نشاند. تصور، ابزار تفكر آدمى است. در ترجمه هاى قرآن گاه مى خوانيم كه مردگانى كه استخوانهايشان نيز متلاشى شده به طريقى دوباره جان خواهند گرفت و از درون قبرهاى خود بيرون خواهند آمد. تنها تصورى كه به صورت يك نمايش كارتونى در زمينه چگونگى معاد ارائه مى گردد بازگشت ذراتى است كه به استخوانهاى الاغى مرده مى چسبند و جان مى گيرند. اين در حالى است كه بسيارى از درگذشتگان قبرى ندارند و شبهه آكل و ماكول از ديرباز همچنان مطرح است. بوعلى سينا دانشمند مشهور اسلامى نيز نتوانست تصورى معقول از معاد اجسام آدميان در ذهن خويش ترسيم نمايد. او از آنجا كه به صداقت پيامبرصلى الله عليه وآله ايمان داشت، زندگى اخروى را باور كرد. بسيارى از ما نيز چنين مى كنيم. اما اگر بوعلى سينا، امروز در كنار ما مى بود و از كشف اسرار حيرت انگيز دنياى حيات اطلاع مى داشت، تصديق مى نمود كه جاى يك تفسير عصرى، جاى نظريه اى رسمى و جامع كه جوابگوى نياز اذهان عمومى بويژه نسل دانشجو باشد؛ خالى است. با توجه به مسائل سياسى و فرهنگى عصر حاضر، ما نيازمند نظريه اى هستيم كه با حقايق علمى سازگارتر و براى دانشمندان و متفكران جهان قابل تامل پذيرتر باشد و از همه مهمتر بتواند مانع نفوذ افكارى در جامعه اسلامى ما گردد، كه با سنگ زيربناى فرهنگى مان تضاد دارند. اين نوشتار كوششى است به منظور دستيابى به نظريه اى بهتر براى چگونگى احياى مردگان در روز رستاخيز. فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است: ● ما چه هستيم؟ اين چه چيزى است كه بايد زنده شود؟ ● اطلاعات ژنتيكى چه هستند؟ ساختمان ملكول AND از يك سلول تا يك جاندار پرسلولى نقش ملكول AND در تمايز سلولى
● قرآن و رستاخيز
● ارائه يك تصور در قالب چند فرضيه فرضيه اول فرضيه دوم فرضيه سوم فرضيه چهارم فرضيه پنجم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:20 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
آن چه خداوند را نزديك و دوست داشتنى مى كند، نوعى الفت و عشق ميان انسان با او پديد مى آورد و زمينه را براى پرستش و راز و نياز آماده مى سازد نه صفات مابعدالطبيعى خداوند، بلكه صفات اخلاقى اوست و از جمله مهم ترين اين صفات عدالت است. اين است كه تقريباً در همه اديانى كه به خدايى متشخص اعتقاد دارند، يكى از صفات خداوند عدالت اوست. مسلمانان، يهوديان و مسيحيان، همه بر عدالت خداوند متفقند. اما در باب معناى عدالت و سازوارى آن با ساير صفات خداوند و هم خوانى آن با برخى از آموزه هاى دينى، مثل خلود گناهكاران در جهنم و برخى از واقعيات زندگى، مثل شرور پرسش هايى مطرح شده و فيلسوفان و متكلمان مدافع دين نيز به دفع اين شبهات كوشيده اند. نوشتار حاضر به معناشناسی، وجودشناسی و معرفت شناسی عدل الهی می پردازد. فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است: 1. معناشناسى عدل 1. 1. معناى عدل 1. 2. نسبت عدل در مناسبات انسان ها با يكديگر با عدل در مناسبات خدا با مخلوقات 1. 3. ارتباط عدل با حسن و قبح ذاتى اعمال
2. وجودشناسى عدل 2. 1. با چه تصورى از خدا مى توان عدل را به وى نسبت داد؟ 2. 2. ارتباط عدل الهى با ساير صفات وافعال الهى 2. 3. ارتباط عدل الهى با واقعيت هاى ساحت انسانى
3. معرفت شناسى عدل الهى 3. 1. آثار و نتايج مترتّب بر باور و يا عدم باور به عدل الهى 3. 2. دلايل قائلان به عدل الهى |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 11:58 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب: |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:44 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب:
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:42 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب:
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:19 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
معرفی کتاب:
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 12:19 توسط ابراهیم
|
|
||