|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 9:32 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:0 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:34 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 9:35 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:54 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 5:25 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 7:47 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 6:52 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
چند وقت پیش تو شرکت دو تا از کارمندامو دیدم که حسابی برا هم خالی می بستن ، اونم با چه اعتماد به نفسی. خیلی از خالی بندها اصلاً کم نمیارن. این قضیه منو به فکر نوشتن متن زیر انداخت تا بهتون نشون بدم که خالی بندها هیچ جا کم نمیارن. شاید همچین چیزی غیر ممکنه اما یه جورایی با زورم که شده تصور کنید دو تا پسر خالیبند رفتن بهشت ،هر روز که همدیگرو می بینن شروع می کنن به خالی بستن :
- اولی: بابا اینجا چقدر اروپاست !! البته من زیاد خارج نبودم، یه 10_20 مرتبه بیشتر نرفتم، ولی تقریباً همین جوری بود .
- دومی : آره خوب ... به خصوص اینجایی که من هستم ، یه کافی شاپ داره که غروبا حوریای خوشگل میان اونجا .... من اصلاً تو نخشون نیستما ! خودشون هی شماره میدن (!!!)
- ای بابا کار من دیگه از این جور چیزا گذشته ... دیروز فکر میکنی کی رو دیدم ؟؟ دویست و نودو هفتمین دوست دختری که تو زمین داشتم ! به منم گفتن می تونی به ازای بخشیدنش بعضی از کارای نیکش رو برداری یا گناهاتو بدی به اون گفتم نه تو مرام ما نیست
- بی خیال بابا ، غروب بیا بریم بیرون ، به من یه ماشین دادن آخر سرعته ... حالا مثل ماشینی که خودمون داشتیم که نیست ... ولی خوب بدم نیست (!!) - بهت فقط یه ماشین دادن ؟؟!! بیا ببین به من یه خونه دادن ، راه که میره هیچ ! پروازم میکنه (!!) - یه کامپیوترم بهم دادن خداست ! ... هر وقت مادرم اینا رو زمین ، فاتحه ای ، صلواتی ، چیزی برام میفرستن ، connect می شیم، یه webcam هم داریم خلاصه کلی حال می کنم دیگه ... لطفاً برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید....... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 23:37 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:40 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:16 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 10:11 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 9:52 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 11:49 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 13:41 توسط ابراهیم
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 10:5 توسط ابراهیم
|
|
||